على بن حسين واعظ كاشفى
413
رشحات عين الحيات ( فارسي )
مشغول باش ، نوبتى ديگر قصد تحصيل كرده « 1 » بودم درد چشم عارض شد و چهل و پنج روز برداشت آخر ترك نمودم . مىفرمودند كه مجموع تحصيل ما يكدو ورق از مصباح نحو بيش نيست ، خدمت خواجه ابو الليثى كه از اكابر علماء سمرقند بودهاند مىفرمودهاند كه ما كمال « 2 » باطن حضرت ايشان را نمىدانيم ، اما اينقدر مىدانيم كه ايشان ظاهر از علوم رسوم چيزى بهغايت كم خواندهاند و كم روزى باشد كه در تفسير قاضى شبههء پيش ما نيارند كه ما همه از « 3 » آن عاجز نيائيم . خدمت مولانا على طوسى كه بمولانا على عران مشهورند و از عظماء علماى « 4 » زمان بودند ، به حضرت ايشان عقيده بسيار داشتهاند و بمجلس آن حضرت بسيار مىآمدهاند ، اما بهغايت كمسخن مىكردهاند ، روزى حضرت ايشان فرمودهاند كه پيش شما سخن « 5 » ما بهغايت « 6 » بىشرمى است بايد كه شما گوييد « 7 » و ما شنويم ، خدمت مولانا فرمودهاند جائى كه از مبدأ فياض سخن بىواسطه رسد ، سخن گفتن ما آنجا « 8 » بىشرمى است . حضرت ايشان مىفرمودند كه من از تاشكند براى خدمت مولانا نظام الدين خاموش عليهالرحمه بسمرقند آمده بودم ، پدر من كسى پيش ايشان فرستاده بود كه من دختر برادر خود را براى وى نگاه داشتهام ، اگر حالا نمىآيد اين نسبت قبول نمىكند برادر از من مىرنجد و در اين باب الحاح بسيار كرده بودند ، خدمت مولانا نظام الدين نصيحت بسيار كردند و در آخر فرمودند ما نمىدانيم اگر درماندگى و اضطراب به مرتبهء باشد كه نتواند هيچ جا خود را قرار دادن و به هيچ كار و به هيچچيز آرام نداشته باشد ، آن زمان
--> ( 1 ) - بر : تحصيل كردم درد ( 2 ) - بر : كمال تصرف باطن ( 3 ) - بر : كه ما همه عاجز نيائم ، مج : كه ما همه عاجز نباشيم ( 4 ) - مى : و از عظماء و حكماى زمان ( 5 ) - مى ، چپ ، سخن گفتن ما ( 6 ) - مى : غايت بىشرمى ( 7 ) - بر : شما سخن گوييد ( 8 ) - مى ، چپ : ما اينجا .