على بن حسين واعظ كاشفى
400
رشحات عين الحيات ( فارسي )
دستار پاك است بعد از يك شستن مىتوان درد يك ماليدن ، آن را نگاهدار و اين گدا را چيزى ده ، آشپز گدا را خوشنود ساخت و دستار مرا « 1 » با ادب تمام پيش آورد ، قبول نكردم و بگذشتم . مىفرمودند كه بسيار مردم را خدمتها مىكرديم « 2 » ما را نه اسبى بود و نه مركبى ، در يك سال قبائى مىپوشيديم « 3 » كه پنبههاى وى بيرون مىآمد و در مدت سه سال يك پوستين مىپوشيديم « 3 » و در هر سه سال يك موزه تا شتابان « 4 » . مىفرمودند كه در اوايل مسافرت يك زمستان با مولانا مسافر در شاهرخيه بوديم « 5 » خانه داشتيم كه « 6 » در آن بر كوچه بود و زمين خانه از كوچه بسيار پست بود « 7 » و در وقت باران آب و لاى در مىآمد ، سحرها به مسجد مىرفتم « 8 » بدانجا نماز مىگزاردم « 9 » در آن زمستان جامههاى من بسيار تنگ بود ، نصف اسفل بدن من هيچ گرم نمىشد . مىفرمودند كه اسباب جمعيت را مهيا كردهايم « 10 » ، كسى « 11 » مىبايد كه كار كند ، اگر اسباب جمعيت را سبب تفرقه و بطالت سازيد عيبى « 12 » بس عظيم خواهد بود ، هرگز ما را در غربتها « 13 » كه بطلب اين « 14 » كار رفته بوديم دو ابريق آب گرم براى طهارت « 15 » بىتشويش بدست نيامد ، از صحبت شيخ بهاء الدين عمر به جهت وضو و طهارت ساختن گاهگاهى « 16 » به شهر مىرفتيم « 17 » ، بخاطر مىگذشت « 18 » كه چه شدى اگر شيخ آن مقدار كردندى كه آب گرمى در يخبندها براى طهارت فقرا همينجا ميسر شدى و
--> ( 1 ) - مى : دستار ما را ( 2 ) - مى : مىكردم ( 3 ) - مى ، مج : مىپوشيدم ( 4 ) - مى : تاش تابان ، مج : تاس تابان ، چپ : تابستان ( 5 ) - مى : بودم ( 6 ) - مى : خانه داشتم ( 7 ) - مج : ( بود ) ندارد ( 8 ) - بر : مىرفتيم ( 9 ) - بر : مىگزارديم ( 10 ) - مج : مهيا كرديم ( 11 ) - مى : كس مىبايد ( 12 ) - مج ، چپ : غبنى ( 13 ) - مى : در خربتها كه ، مج : در غريبتها كه ( 14 ) - بر : بطلب كار ( 15 ) - بر : طهارت ساختن بى ( 16 ) - مى ، چپ : گاهى ( 17 ) - مى : مىرفتم ( 18 ) - مج : بخاطر گذشت .