على بن حسين واعظ كاشفى

392

رشحات عين الحيات ( فارسي )

بازماندم ، فى الحال خود را ملامت كردم و نيك متأثر شدم ، چنانچه گريه بر من مستولى شد ، در آن نزديكى غلام « 1 » دهقانى گاو مىراند با خود گفتم كه اين غلام دهقان با وجود شغل « 2 » گاو راندن و زمين شكافتن از نسبت آگاهى بجناب حق سبحانه غافل نيست ، تو به اين مقدار مشغولى غافل شدى و گمان من در آن سن آن بود كه همه كس را در همه حال اين نسبت حاصل است . مىفرمودند كه تا من به حد بلوغ شرعى نرسيدم ندانستم كه مردم را غفلتى « 3 » مىباشد . خدمت مولانا جعفر عليه‌الرحمه كه از كبار اصحاب حضرت ايشان بودند و ذكر ايشان در مقصد سيم خواهد آمد مىگفتند « 4 » كه آن حضرت مىفرمودند كه من دوازده‌ساله بودم نمىدانستم كه كسى از حق سبحانه غافل مىباشد ، گمان مىبردم كه حق سبحانه همه خلق را برين وجه آفريده است كه از وى غافل نمىباشند ، « 5 » بعد از آن معلوم شد كه آن عنايتى بوده است از حق سبحانه مختص به بعضى و به رياضت و اجتهاد بسيار بعضى را اين مرتبه ميسر مىشده است و بعضى را نمىشده . از خدمت خواجه اسحاق كه پسرعم حضرت ايشان بوده است منقولست كه مىفرموده « 6 » كه ما و ساير اطفال در صغر سن هرچند مىخواستيم كه حضرت ايشان را به بعضى « 7 » افعال و لعبها كه « 8 » مقتضاى كودكى است مشغول سازيم هرگز ميسر نشد در اول خود را چنان مىنمودند كه مگر مشغول خواهند شد چون وقت آن مىرسيد فرار مىنمودند ، هميشه در ايشان معنى عصمتى مشاهده مىافتاد . حضرت ايشان مىفرمودند كه در صغر سن بر در مزار شيخ ابو بكر قفال شاشى ، حضرت عيسى عليه السلام « 9 » را بخواب ديدم كه ايستاده‌اند ، من خود را در قدم مبارك

--> ( 1 ) - بر : غلامى بود دهقان گاو مىراند ( 2 ) - بر : با وجود شغل دهقنت و گاو راندن ( 3 ) - مج : چپ : غفلت مىباشد ، چپ : در نسخه بدل : غفلتى مىباشد ( 4 ) - مج : مىگفت كه ( 5 ) - مى : غافل نمىباشد ( 6 ) - مج : مىفرمودند ما ( 7 ) - مج : در بعضى ( 8 ) - مى : و لعبتها كه ( 9 ) - مج : ( را ) ندارد .