على بن حسين واعظ كاشفى

387

رشحات عين الحيات ( فارسي )

و دفع دزدان مىكرده‌اند و ايشان را به سلامت مىگذرانيده و ايشان را دو پسر بوده است : يكى خواجه محمد و ديگرى خواجه محمود كه والد بزرگوار حضرت ايشانند . منقولست كه چون خواجه شهاب الدين را وفات نزديك رسيده است به فرزند بزرگوار خود خواجه محمد گفته‌اند كه فرزندان خود را بيار تا ايشان را وداع كنم و خواجه محمد را دو پسر بوده است ، خواجه اسحاق و خواجه مسعود ، هر دو را آورده است ، خواجه شهاب الدين ايشان را نواخته‌اند و فرموده‌اند كه محمد ، فرزندان تو بسى پريشانى و سرگردانى خواهند كشيد ، خاصه مسعود و سبب سرگردانى وى « 1 » خواجه اسحاق وى خواهد شد و بعضى اوصاف نامرضى از ايشان گفته‌اند ، بعد از آن خواجه محمود والد حضرت ايشان را كه برادر خرد خواجه محمد بوده‌اند ، گفته‌اند تو نيز فرزند خود را بيار و حضرت ايشان را كه در آن محل به‌غايت خرد بوده‌اند ، ايشان را در خرقه « 2 » پيچيده آورده‌اند چون نظر خواجه شهاب الدين بر ايشان افتاده اضطراب كرده - اند كه مرا خيزانيد ، ايشان را خيزانيده‌اند ايشان آن حضرت را بر كنار خود نهاده‌اند و روى خود را بر تمام اعضاى ايشان ماليده گريه بسيار كرده‌اند و فرموده‌اند كه « 3 » آن فرزندى كه من مىطلبيدم اين است ، دريغ كه در ايام ظهور وى نخواهم بود و تصرفات وى « 4 » در عالم نخواهم ديد زود باشد كه اين پسر عالم‌گير شود و شريعت را ترويج كند و طريقت را رونق دهد و سلاطين روزگار سر بر خط فرمان او نهند و تن بامر و نهى او در دهند و كارهائى كه از وى در وجود آيد ، پيش از وى از مشايخ كبار نيز نيامده باشد و هرچه از مبدأ تا منتها بر حضرت ايشان گذشته همه را يكان‌يكان بر سبيل اجمال ظاهر كرده‌اند و يك بار ديگر روى خود را بر همه اعضاى ايشان ماليده‌اند ، پس به خواجه محمود داده « 5 » و ايشان را وصيت كرده‌اند كه اين فرزند مرا نيك نگاهدارى

--> ( 1 ) - چپ : ( وى ) ندارد و در نسخه متن ( بر ) نيز مثل اينست كه روى كلمه ( وى ) خط زده‌اند ( 2 ) - بر : در خرقه سفيد پيچيده ( 3 ) - مج ؛ چپ : ( كه ) ندارد ( 4 ) - مى : وى درين عالم ، چپ : وى را در عالم ( 5 ) - مج ، چپ : داده‌اند و .