على بن حسين واعظ كاشفى
378
رشحات عين الحيات ( فارسي )
بايد كه استخوان « 1 » مغزدار را بعنف برطبق و برنان نزنى . شيخ ابو سعيد آبريز رحمه الله تعالى : وى « 2 » از احفاد بابا آبريز است « 3 » و شيخ برهان الدين جد مادرى « 4 » وى بوده است و وى به شيخ ابو سعيد شيخان « 5 » مشهور بود و در محله كفشير مىنشست ، بزرگ و مجذوب و مستقيم الاحوال بود . حضرت ايشان وى را بسيار معتقد بودند و وى به حضرت ايشان در كمال اخلاص و ارادت بود و ملازمت آن حضرت بسيار مىنمود . خدمت مولانا محمد قاضى كه از جمله خادمان و مقبولان حضرت ايشانند و در « 6 » مقصد سيم « 7 » مذكور خواهند شد « 8 » ، در كتاب سلسلة العارفين كه اكثر آن مشتمل است بر ذكر شمايل و مناقب آن حضرت چنين نوشتهاند « 9 » كه يكبار در سمرقند وباى عظيم شد و حضرت ايشان بكوچ بدشت عباس رفتند و بر لب جوى عباس چند روز نشستند و در آن حوالى همه زراعت شيخ ابو سعيد « 10 » بود و نزديك به رسيدن شده بود و شيخ دائم بصحبت حضرت ايشان آمد شد مىكرد و هرگز نظر بجانب زراعت خود نينداخت و از متعلقان خود هيچكس را نگذاشت كه به طرف زراعت رود و بضبط و جمع آن اهتمام « 11 » نمايد ، هرچند حضرت ايشان فرمودند كه مشغول بامر زراعت باشيد و آمدن ما را مانع آن شغل مسازيد « 12 » ميسر نشد و اصلا به زراعت ملتفت نگشت ، عاقبت جمعى از ياران بفرموده حضرت ايشان غلههاى شيخ را درويدند و كوفتند « 13 » و براى شيخ فرستادند .
--> ( 1 ) - مج : استخوانى مغزدار را ( 2 ) - مى : وى نيز از ، چپ : رحمه اللّه تعالى نيز از ( 3 ) - بر : باباء آبريز بوده است ( 4 ) - مى : جد مادر وى ( 5 ) - بر : شيخيان مشهور بود ( 6 ) - مى : ( در ) ندارد ( 7 ) - چپ : سوم ( 8 ) - مى : خواهد شد ( 9 ) - مى : نوشته كه ( 10 ) - چپ : نسخه بدل : ابو سعد ( 11 ) - مى : اهتمامى نمايد ( 12 ) - مى : شغل مىسازيد ( 13 ) - مج : و گفتند .