على بن حسين واعظ كاشفى

مقدمه مصحح 44

رشحات عين الحيات ( فارسي )

اولا - به عقيده اجماع محققان و نويسندگان اين طايفه مانند خواجه محمد پارسا صاحب كتاب فصل الخطاب و مولانا عبد الرحمن جامى و ديگران ، گفتار و كردار خواجه عبد الخالق در طريقت ، حجت است و مقبول همه‌ى فرقه‌ها ، و هم اوست كه اصول و عقايد نقشبنديه را در مقامات و سير و سلوك در چند عبارت موجز و بليغ به زبان فارسى بيان كرده و بناى طريقه نقشبنديه را بر اساس آن استوار ساخته كه بعدها به‌وسيله مشايخ بزرگ اين سلسله چون خواجه بهاء الدين محمد نقشبند و خواجه سعد الدين كاشغرى و خواجه محمد پارسا و خواجه علاء الدين عطار بخارى و ديگر بزرگان صوفيه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و صورت كمال يافته است كه ما در ذيل اين مبحث بدان اشاره مىكنيم : ثانيا - با اينكه خواجه عبد الخالق غجدوانى محضر و صحبت خواجه ابو يعقوب يوسف همدانى را درك كرده و سالها ملازم خدمت بوده و آراء و عقايد عرفانى او براى آئين و اصول مكتب خويش اقتباس نموده است مع‌هذا از قبول ذكر قلبى او كه ذكر علانيه بود خوددارى كرده ، بعذر اينكه از خواجه خضر ذكر خفيه را آموخته است و چون يكى از شرائط اصلى سير و سلوك ، تلقين ذكر است كه مريد از جانب مراد ، بىواسطه غيرى و اگر مريد و سالك بهر عذرى از قبول ذكر خوددارى كند ، نشانه آن است كه پير ارشاد و شيخ كامل مكمل او ديگرى است و يا اينكه خود ، داعيه ارشاد و پيشوائى دارد « 1 »

--> ( 1 ) - از جمله وسيله ديگر سالك در سير طريق ، ذكر است و اين ذكر نيز هرگز به خود گوئى مؤثر نيفتاده و مفيد فايده نيست مگر اينكه آن ذكر را شيخ كامل مكمل -