على بن حسين واعظ كاشفى

مقدمه مصحح 21

رشحات عين الحيات ( فارسي )

[ 10 - سلطان ابو سعيد ] : سلطان ابو سعيد ميرزا ، نوه ميران شاه بن تيمور گوركانى در بدايت حال در دربار عم دانشمند خود ميرزا الغ‌بيك زندگى مىكرد ، پس از آنكه ميرزا عبد اللطيف پدر خود را بقتل رسانيد ، ابو سعيد را نيز به زندان افكند ولى او غفلت پاسبانان زندان را غنيمت شمرد و از زندان فرار كرد و به بخارا رفت ، بعد از كشته شدن عبد اللطيف از بخارا بعزم سمرقند بيرون آمد و بر ميرزا عبد الله غلبه كرد ، ابو سعيد بعد از اين پيروزى بر سراسر ماوراءالنّهر استيلا يافت و چون در سال 861 ميرزا ابو القاسم بابر « 1 » درگذشت به‌آسانى خراسان را نيز متصرف

--> ( 1 ) - ميرزا ابو القاسم بابر پسر بايسنقر بن شاهرخ ( 825 - 861 ) بعد از مرگ جدش شاهرخ در سال 850 قسمتى از مازندران و گرگان را متصرف شد در سال 854 بعد از قتل ميرزا الغ‌بيك و پسرش ميرزا عبد اللطيف بر خراسان و افغانستان نيز استيلا يافت و در هرات بتخت نشست و بعد از آن ولايت عراق و فارس و كرمان را نيز به حيطه تصرف خويش درآورد ولى چندان نپائيد و دو سال پيش از مرگش آن ولايات بتملك جهان شاه بن قرايوسف تركمان قراقويونلو درآمد . بابر بعد از هفت سال سلطنت بالاستقلال در 25 ربيع الثانى سال 861 در مشهد مقدس درگذشت درحالىكه بيش از 36 سال از عمرش نگذشته بود . بابر پادشاهى بود كه به لطافت طبع و حسن خلق معروف و بجود و سخا موصوف . اين ابو القاسم بابر را نبايد با ظهير الدين بابر مؤسس سلسله گوركانى هند و نواده سلطان ابو سعيد اشتباه نمود . ظهير الدين بابر در سال 937 وفات يافت چون در ماوراءالنّهر در مقابل هجوم خوانين ازبك و تاتار نتوانست مقاومت كند در حدود سال 910 هجرى به يارى سپاهيان قزلباش بكابل و قندهار روى آورد و بتدريج افغانستان را متصرف شد و نيز در سال 932 بهندوستان لشكر كشيد و مظفرا وارد -