على بن حسين واعظ كاشفى

مقدمه مصحح 17

رشحات عين الحيات ( فارسي )

در كتاب نزهت القلوب ضمن تأييد نظر وى مىنويسد : در زمان حكومت پادشاهان غور در شهر هرات دوازده هزار دكان آبادان بوده و شش هزار حمام و كاروانسرا و طاحونه و سيصد و پنجاه و نه مدرسه و خانقاه و آتش‌خانه ( آتشكده ) و چهار صد و چهل و چهار هزار خانه مردم‌نشين داشته است « 1 » . در اواخر قرن هشتم چون امير تيمور بر هرات استيلا يافت باروى آن را خراب كرد و اكثر صنعتگران آن شهر را به شهر سبز كه آن را تازه در ماوراءالنّهر بنا كرده بود كوچانيد « 2 » . با وجود اين ، شهر هرات به‌واسطه موقعيت مناسب و خوش‌آب‌وهوا بودن و داشتن استعداد طبيعى ديگرباره در دوران حكومت و سلطنت پنجاه‌ساله شاهرخ و جانشينان او ، اهميت و اعتبار و مركزيت خود را بازيافت . و در تمام طول قرن نهم از بزرگترين شهرهاى آسياى ميانه بشمار مىآمد و در اندك مدتى از حيث آبادى و ثروت و كثرت جمعيت چند برابر ايام سلطنت پادشاهان غور و سلاطين آل كرت گرديد و با اين آبادى و ثروت و زيادى نفوس در اثر حمايت و پشتيبانى شاهرخ و پسر هنرمندش بايسنقر ميرزا از اهل علم و دانش و هنر ، شهر هرات مركزيت علمى و ادبى و هنرى نيز پيدا كرد ، علماء و دانشمندان و فضلا و شعرا و هنرمندان از اكناف جهان به اين كعبه مقصود روى مىآوردند و با عزت و احترام تمام استقبال و پذيرائى مىشدند . بعد از شاهرخ و فرزندان دانشمند و دانش‌پرور او و در دوره ده‌ساله سلطان ابو سعيد

--> ( 1 ) - جغرافياى تاريخى لسترنج ص 436 - نزهت القلوب حمد اللّه مستوفى ص 151 ( 2 ) - همان مأخذ