على بن حسين واعظ كاشفى

مقدمه مصحح 11

رشحات عين الحيات ( فارسي )

در اين شهر و رعايت جانب علماء و بزرگان دين و اظهار ارادت و اخلاص بمشايخ اهل تصوف ، رفته‌رفته مطالعات و تحصيلات علوم دينى و مباحث تصوف عرفان رواج كلى يافت و كار مدرسه و خانقاه رونق گرفت و طالبان علم و سالكان طريق از اطراف و اكناف به اين مركز علمى و مذهبى روآوردند و در مدارس و مساجد و خانقاها كه با موقوفات زياد دائر بود به كار تحصيل و تحقيق و مطالعه و مباحثه و اذكار و اوراد مشغول گشتند و در اندك مدتى شهر سمرقند يكى از مراكز بزرگ علمى مشرق‌زمين بشمار آمد . و اين مركز علمى و روحانى چنان كه گفته خواهد شد كمابيش تا پايان قرن نهم همچنان باقى و برقرار بود . 4 - شاهرخ : امير تيمور پيش از مردن ، كشور پهناور خود را ميان بازماندگان

--> - را طلبيد . . . سيد زين العابدين گنابادى كه نزد امير تيمور قربى تمام داشت و مريد حافظ بود او را به ملازمت امير تيمور آورد ، امير گفت : اى حافظ من بضرب شمشير ، تمام روى زمين را خراب كردم تا سمرقند و بخارا معمور كنم و تو آن را به يك خال هندو مىبخشى و مىگوئى : اگر آن ترك شيرازى بدست آرد دل ما را * به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را حافظ گفت از اين بخشندگىها است كه بدين فقر و فاقه افتاده‌ام . امير تيمور بخنديد و براى حافظ وظيفه لايق تعيين كرد / تذكرة الشعراء ، چاپ تهران ص 341 / لطائف الطوايف چاپ تهران ص / 223 .