على بن حسين واعظ كاشفى

مقدمه مصحح 8

رشحات عين الحيات ( فارسي )

برخى از مورخان نوشته‌اند ، امير تيمور ، سردارى شجاع و مدبر و فرماندهى زيرك و كارآزموده و در كارهاى خطير جدى و با پشتكار بود و چون در فتوحات و تصرف بلاد جز كسب شهرت و تحصيل نام ، منظور و مقصودى نداشت لذا مانند هر فاتح نام‌جوئى ، سراسر زندگانى او مشحون به خون‌ريزيها و ويرانيهاى هولناك است و در عين حال ، او ظاهرا مردى مسلمان و در مسلمانى نيز به ظاهر سخت متعصب بود و غالبا به ديدار بزرگان دين و مشايخ اهل تصوف مىرفت و اظهار اخلاص و ارادت مىكرد و در پيشرفت كارهاى خويش از انفاس قدسيه آنان همت مىطلبيد . ولى مىبينيم كه همين مرد به ظاهر مسلمان كه در مسلمانى نيز سخت تعصب داشت ، به‌آسانى هم‌كيشان بىگناه خود را به اندك بهانه‌اى قتل عام مىنمود و از كله‌هاى قربانيان خويش كله منار مىساخت . كارى كه چنگيز هم در لشكركشىهاى خود نكرده بود ، چنان كه در گرجستان چندين هزار تن را بىگناه لاى ديوار گذاشت و زنده‌بگور كرد و در سال 781 هجرى پس از غلبه بر خوارزم به تلافى و انتقام مقاومت مردم خوارزم دستور قتل عام و ويرانى كامل آن ديار را صادر كرد و در اين قتل عام فظيع حتى به حيوانات هم ابقاء نكرد ، مگر ارباب صناعت و صاحبان هنر را كه بسمرقند كوچانيد « 1 » در هر حال اين يك واقعيتى است كه امير تيمور با وجود آن‌همه

--> ( 1 ) اين بيت از مقطع غزل خواجه حافظ شيرازى ، يادى از آن كشتار هولناك خوارزم است به خوبان دل مده حافظ ببين آن بىوفائيها * كه با خوارزميان كردند تركان سمرقندى ولى خواجه در سال 789 يا 795 از بيم امير تيمور كه عازم يورش فارس )