على بن حسين واعظ كاشفى
ديباچه 19
رشحات عين الحيات ( فارسي )
هست قرآن مر ترا ، همچون عصا . * كفرها را دركشد ، چون اژدها . كتاب حاضر ، بنام رشحات عين الحيات ، تأليف مولانا فخر الدين على بن حسين كاشفى سبزوارى ، متوفى به سال 939 هجرى قمرى ، يكى از جمله كتابهائيست در شرح احوال و ذكر اقوال مشايخ طريقهء نقشبنديه تا پايان قرن نهم هجرى كه اينك ، به نفقهء بنياد نيكوكارى نوريانى ، طبع و نشر مىشود . براى آنكه از كم و كيف جريان عرفان ، از قرن ششم تا نهم هجرى ، كه در واقع اوج طغيان و غليان امواج خروشان اين درياى بيكران و پهناور طوفانزاست ، وقوف حاصل كنيم بجاست ، بطور اجمالى نه تفصيلى ، كلياتى را از نظر بگذرانيم : از تتبع و استقصاى تاريخ تصوف و سير آن در ايران روشن مىشود كه در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم ، در اثر ظهور چند تن از مشايخ بزرگ و سترك و اقطاب معنون و معتبر ، مانند شيخ شهاب الدين عمر سهروردى متوفى به سال 632 و شيخ محى الدين بن العربى معروف به شيخ اكبر ، متوفى به سال 638 و تأليف و تصنيف كتابهاى ممتع و ممتاز ، چون عوارف المعارف و فتوحات مكيه و فصوص الحكم ، تصوف و عرفان قوام و نضج يافت و صبغه و وجههء مكاتب علمى و مباحث فلسفى به خود گرفت و عقايد و آرائى كه تا آن زمان جز محكمات قرآن كريم و آيات فرقان عظيم و احاديث موثوق نبوى و يا مكاشفهء اولياى صوفيه و منقولات مشايخ اين طايفه ، مستند و متكائى نداشت ، بر اصول و قواعد تعليلات فلسفى و حكمى و تحقيقات علمى و كلامى ، استوار گشت و به صورت شاخص و متفرد علم عرفان و تصوف . در حوزههاى تدريس علوم متداول و متعارف رسمى ، وارد شد و در رديف ديگر علوم آموختنى ، چون فلسفه و علم كلام و علم توحيد ، مناط اعتبار و محل اعتنا قرار گرفت و براى خود موقع و مقام مطرز و مشخص احراز كرد 1 . به عبارت ديگر ، اين مردان متفكر صاحبدل و صاحبنظر ، با تأليفات و تصنيفات خود ، توفيق يافتند ، مسائل عرفانى را با اصول منظم علمى و قواعد متقن منطقى توضيح دهند و به اين ترتيب ، طريقهاى كه بوجد و ذوق و حال آميخته