ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )
670
معجم الأدباء ( فارسي )
657 - عبد الله بن عامر المقرى يحصبىّ [ 1 ] و يحصبى منسوب است به يحصب بن دهمان از فرزندان حمير بن سبإ بن يشجب و بعضى يحصب را به ضم و يا كسر صاد خواندهاند . در كنيهء او اختلاف است بعضى گويند ابو نعيم . وى يكى از قراء سبعه است . گويند كه قرآن را در نزد عثمان بن عفّان خوانده است و گويند در نزد ابو درداء يا معاذ بن جبل . و گويند قرائت مردم شام به شيوهء قرائت ابن عامر يحصبى است . برخى نيز گويند معلم او در قرآن معاوية بن ابى سفيان بوده است . از عثمان و ابو درداء و زيد بن ثابت روايت حديث كرده . او قرائت را از عبد الله بن ذكوان و هشام بن عمّار سلمى و وليد بن عتبة الاشجعى و جز ايشان روايت كرده . به سال 118 در گذشت در سنّ نود و نهسالگى ، در ايام هشام بن عبد الملك ، در طبقهء دوم تابعين بود . بر بناى مسجد دمشق نظارت داشت و رئيس مسجد بود . هر بدعتى كه در آن يافت دگرگونش ساخت . راويهء عثمان بن عفان بود . . 658 - عبد الله بن عبد الله صفرى [ 2 ] ابو العباس ، اديب و فاضل و فرزانه و شاعر بود . اعيان مشايخ را ديدار كرد و از آنان علم آموخت . از آن جمله بودند ابن خالويه و ابو على فارسى و زجّاجى . او از شعراى سيف الدولة بن حمدان بود . ابو فراس بن حمدان بيمار شد و صفرى به عيادت او نرفت . ابو فراس اين بيتها را براى او فرستاد [ 3 ] : انّى مرضت فلم يعدنى عائد * ممن قضيت حقوقه فيما مضى . . .
--> [ 1 ] المختصر و بنگريد به تاريخ الاسلام للذهبى 4 : 266 ، طبقات ابن سعد 7 : 446 ، قضاة وكيع 3 : 203 ، الفهرست 31 - 32 ، مصورة ابن عساكر 9 : 469 ، مختصر ابن منظور 12 : 291 ، سير الذهبى 5 : 292 ، عبر الذهبى 1 : 149 ، معرفة القراء الكبار 1 : 67 ، ميزان الاعتدال 2 : 449 ، الوافى : 17 ، طبقات ابن الجزرى 1 : 423 ، الشذرات 1 : 156 . [ 2 ] المختصر و بنگريد به الوافى 17 : 297 . [ 3 ] حاصل معنى : بيمار شدم و كسى به عيادت من نيامد . از كسانى كه من در گذشته حق دوستى را دربارهء آنها به جاى آورده بودم . اى كسانى كه عيادت مرا به عمد ترك گفتيد اگر شما مريض شويد قضاى عمل خود را از جانب من از دست نخواهيد داد .