ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )
639
معجم الأدباء ( فارسي )
روزى مروان به او گفت : اى ابو الاسود دارايى تو چقدر است ؟ گفت : هرگز از كسى اين سؤال مكن كه اگر اندك باشد سبب تحقير او شود و اگر بسيار باشد مورد حسد واقع شود . از اوست [ 1 ] : العلم زين و تشريف لصاحبه * فاطلب هديت فنون العلم و الادبا كم سيّد بطل آباؤه نجب * كانوا رؤسا فاضحى بعدهم ذنبا و مقرف خامل الآباء ذى ادب * نال المعالى بالآداب و الرّتبا العلم ذخر و كنز لا نفاد له * نعم القرين و نعم الخدن إن صحبا قد يجمع المال شخص ثم يحرمه * عمّا قليل فيلقى الذل و الحربا و جامع العلم مغبوط به ابدا * و لا يحاذر فيه الفوت و السّلبا يا جامع العلم نعم الذّخر تجمعه * لا تعدلنّ به درّا و لا ذهبا
--> [ 1 ] حاصل معنى : علم زيور است و خلعت است براى صاحب خود ، پس طلب كن فنون علم و ادب را تا هدايت يا بى . چه بسا سرور دليرى كه نياكانش مردمى نجيب بودند و سرورى داشتند ولى خود پس از ايشان به سرورى نرسيد و بى ارج گرديد و چه بسا كسى كه مادرش عرب بود و پدرش عرب نبود و نياكانش گمنام بودند ولى به پايمردى ادب به مراتب عالى رسيد . دانش ، ذخيره و گنجى است كه پايان نپذيرد . و چه قرين و خويشاوند نيكويى است اگر به مصاحبت گرفته شود . گاه كسى مالى گردمىآورد و سپس به زودى از آن محروم مىشود و به خوارى و مذلت مىافتد . و گردآورندهء علم همواره مورد غبطه است و اندوختهء او را را بيم از دست شدن و ربوده شدن نيست . اى كسى كه علم مىاندوزى چه اندوختهء نيكويى گردمىآورى آنچه گردآوردهاى . با هيچ مرواريد و زرى سنجيده نمىگردد . نور القبس و ديوان : 146 - 150 ، ابن عساكر 8 : 623 .