ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )
42
معجم الأدباء ( فارسي )
نزد خليفه حاضر آمدند ، خليفه احمد را گفت : آنچه ديروز مىگفتى باز گوى . احمد گفت : چه بگويم ؟ او حتى نام كارگزاران خود را در نواحى نمىداند و نمىداند كه در دفترهايشان چه نوشته شده . نواحى زير فرمان خود را نمىشناسد فلان ناحيه را به كسى چند هزار دينار به اقطاع مىدهد و كار عمارت در فلان ناحيه مختل مىماند . احمد بن مدبّر مىگفت و ابراهيم خاموش بود . متوكل او را گفت تو نيز چيزى بگوى . گفت : جواب من اين دو بيت است كه پيش از اين سرودهام [ 1 ] : ردّ قولى و صدّق الأقوالا * و أطاع الوشاة و العذّالا أ تراه يكون شهر صدود * و على وجهه رأيت الهلالا متوكل گفت : زه ، زه نيكو گفتى ، كسى را بياوريد كه اين بيتها را آهنگى كند و بخواند . و ابراهيم را خلعت داد و او به خانهء خود بازگشت . ابراهيم در خانه غمزده و ملول بود . پسرش پرسيد : جاى سرور و شادمانى است ، نه غم و ملامت زيرا بر خصم خود پيروز شدهاى . گفت : اى پسر حقيقت اين است كه او هر چه مىگفت ، راست مىگفت و من به حيله و نيرنگ بر او غلبه كردم . اگر به جاى اندوه بر زمانى كه در آن زندگى مىكنيم بگريم باز هم اندك است . محمد بن اسحاق نديم آثار او را ذكر كرده است : ديوان رسائل ، ديوان شعر ، كتاب الدوله ، كه كتابى بزرگ است ، كتاب الطبيخ و كتاب العطر . ابراهيم بن عباس صولى در ماه شعبان سال 243 در گذشت عهده دار ديوان ضياع و نفقات بود در سامرّاء . جهشيارى گويد [ 2 ] كه دفترى به خط ابراهيم بن عباس صولى ديدم در آن شعرى بود كه به هنگامى كه موسى بن عبد الملك او را به زندان كرده بود در وصف تنگى محبس و سنگينى غل و زنجير سروده بود . و در اين شعر موسى بن عبد الملك را ابو عمران خطاب كرده و حال آنكه كنيهء او ابو الحسن بود . گويد [ 3 ] :
--> [ 1 ] - حاصل معنى : سخن مرا مردود شمرد و گفتهء ساعيان و ملامتگران را پذيرفت . آيا اين ماه ماه روى گردانيدن است و حال آنكه هلال ماه را به روى او ديدهام . [ 2 ] - بنگريد به نصوص ضائعه : 79 . [ 3 ] - حاصل معنى : ابو عمران موسى خشمناك و كينهتوز است مرا از روى كينهتوزى طلب مىكند . شفاى درد او دو چيز است يا ريختن خون من يا پيچيده شدن من در كفنم .