ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )

18

معجم الأدباء ( فارسي )

حسن بن ابى الحسن كلمه‌اى را غلط ادا كرد . گفت : استغفر الله . پرسيدند : چرا استغفار مىكنى ؟ گفت : هر كه كلمه‌اى را غلط ادا كند بر عرب دروغ بسته و هر كه بر كسى دروغ بندد مرتكب عمل سوئى شده و خداى تعالى مىفرمايد : وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً ( النساء ، 110 ) . ابو حيان در كتاب محاضرات العلما گويد كه روزى فرّاء نحوى با محمد بن حسن فقيه در نحو و فقه گفتگو مىكردند . فرّاء گفت : هر كه ادب عرب را نيك بداند فرا گرفتن هر علمى بر او آسان است . محمد بن حسن گفت : چه مىگويى در مردى كه نماز بخواند و در نماز سهو كند و سجدهء سهو به جاى آرد ، در آن هم سهو كند . فرّاء ساعتى انديشيد و گفت : چيزى بر او نيست . محمد بن حسن گفت : چگونه ؟ گفت : زيرا در نزد ما تصغير را تصغير نيست . و سجدهء سهو تمام نماز است و تمام را ديگر تمامى نيست . محمد بن حسن گفت : نپندارم كه چون تويى زاده شده باشد . يكى از فقها مىگفت : دين صلاح نپذيرد مگر به حيا و حيا صلاح نپذيرد مگر به عقل و حيا و دين و عقل صلاح نپذيرند مگر به ادب . در خبر آمده است [ 1 ] كه بر سه كس رحمت آوريد : عزيز قومى كه ذليل شده و توانگر قومى كه بينوا شده و عالمى كه جاهلان عقلش را به بازى گيرند . و گويند : اديبى كه طبع ادب‌پرور خويش از دست بدهد چونان پهلوانى است كه سلاح خود از دست بدهد كه هر يك را بدون ديگرى حاصلى نيست . و نزديك به اين مضمون گفته‌اند [ 2 ] . من كان ذا عقل و لم يك ذا غنى * يكون كذى رجل و ليس له نعل و من يك ذا مال و لم يك ذا جحى * يكون كذى نعل و ليس له رجل ابو حاتم سهل بن محمد سجستانى [ 3 ] هم گويد :

--> [ 1 ] اين خبر در مسند شهاب ( شمارهء 486 ، ص 428 ) آمده است و ابن جوزى ( 1 : 236 ) آن را از موضوعات دانسته ؛ محاضرات الراغب ( 1 : 44 ) و ادب الدنيا و الدين : 76 . اين سخن را پيامبر ( ص ) هنگامى كه با دختر حاتم روياروى شدند فرمودند . [ 2 ] اين دو بيت در روضة العقلاء آمده است : 39 . حاصل معنى : هر كه را خرد باشد و مال نباشد چون پايى است كه آن را كفش نبود و هر كه را مال باشد و عقل نباشد چون كفشى است بدون پا . [ 3 ] در م : سهل بن يحيى و ما به اتكاى آنچه در منابع ، در شرح حال او آمده آن را به سهل بن محمد تصحيح كرديم . بنگريد به : إنباه الرواة 2 : 58 . حاصل معنى : گوهرها از مرواريد و هر زر و سيمى فداى گوهر علم و ادب باد .