عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 91

طبقات الصوفية ( فارسي )

آن با ديگران انبازند و اين كافران و بيگانگان اگر كتاب و رسول را تصديق كنند در ثواب نيز با ديگران انباز مىشوند و از نتيجه و پاداش آنكه بهشت است و دور شدن از دوزخ و عذاب ، بهره‌مند مىگردند . مدار احكام شرع بر اين معرفت است 17 . طريق رسيدن به اين معرفت سمع است و مراد از سمع شناخت خبرى است كه از قرآن و سنت و اجماع حاصل مىشود ؛ و بدون معرفت خبرى دستيابى به معرفت رسمى ممكن نيست . زيرا اگر چنين امكانى وجود داشت نيازى به كتاب و پيامبر نبود . بنابراين هركس كه به معرفت دلائل و شواهد و صنايع بسنده كند و عقل خويش را در حصول آن كافى بداند ملحد و گمراه است 18 . معرفت خبرى خود سه ركن دارد و شرط ادراك آن قبول و تسليم است نه تأويل و تشبيه و نه قياس و نه استدلال . اما شناخت به صنايع ، شناخت مبتنى بر بيم و طمع است كه پير هرات آن را معرفت مزدوران نام نهاده است . به‌نظر او كسى كه خدا را از بيم يا طمع و يا از بهر احسان او مىشناسد و مىپرستد و دوست مىدارد ، در حقيقت او را نه شناخته ، نه پرستيده ، و نه دوست داشته است . و آنكه مىپندارد كه حق را به خود شناخته و دريافته است ، نه شناخته است و نه دريافته ، بلكه روى از شريعت برتافته است 19 . معرفت صوفيان و عارفان [ الف - معرفت حقيقى يا معرفت خاصه ] معرفت حقيقى يا معرفت خاصه از نظر پير هرات معرفتى است از افق حقيقت و حوالى آن ، و كمترين نتيجه‌ى اين معرفت « احوال » و « ولايات » است كه خداوند به دارنده‌ى آن عطا مىكند . اين معرفت ، معرفت عيان است نه معرفت بيان ، و شرط آن داشتن يقين درست و توكل بر خداوند است و پذيرفتن عجز اسباب و بازگشتن از اسباب به مسبب و با همگى وجود با او گشتن و از خلق و علائق سير