عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 67
طبقات الصوفية ( فارسي )
سفرهاى ابو سعيد خراز ، كسى كه نزد خواجهى هرات مرتبهاش از همگان برتر است ، بوده ، و خواهرزادهى عبد اللّه بن حاضر بوده است . عبد اللّه بن حاضر كسى است كه شيخ الاسلام او را از ذو النون مصرى ، استاد يوسف حسين رازى ، مهتر مىداند 2 . داستان او با خالش كه در حقيقت نوعى ارشاد پيرى است مريدى را ، در طبقات الصوفية آمده است . اظهار شاگردى پير هرات در حق او موجب آن نمىشود كه در مواردى مانند آنچه درباره سؤال يوسف حسين رازى از ابو الحسين دراج پيش آمده بود بر او يا ديگر مشايخ ايراد نگيرد و آن را نقد نكند . ابو الحسين دراج به زيارت يوسف حسين رازى آمد . يوسف حسين رازى ازو پرسيد كه : « ار ترا در راه كسى سراى آراسته و كنيزك نيكو دادى ، آن ترا از زيارت من مانع بودى ؟ گفت ار بودى ندانم ، اللّه خود نيازمود مرا بدان » نقد و نظر پير هرات درين پرسش و پاسخ چنين است : « جواب سخت نيكو بازداد و خود ازو نمىبايست پرسيد » 3 . حصرى نام حصرى در گروه سوم نيز ذكر شده است و نظريات پير هرات دربارهى او در آن بخش بررسى گرديده است . واسطى ابو بكر واسطى كه خواجه خود را غلام او خوانده است از جملهى صوفيان دشوارپسنديست كه كمتر كسى از مشايخ مورد قبول او قرار گرفته است . خواجه عبد اللّه انصارى ضمن يادآورى جلالت قدر او در گزارش حال ابو عبد اللّه جلا مىگويد : « ابو بكر واسطى گفت با جلالت خود كه : من مردى و نيم ديدهام . آن مرد تمام بگفته كه كه بود ، ابو أمية الماحورى و آن نيم مرد بو عبد اللّه جلا » 4 دليل تمامى و ناتمامى اين دو مرد از نظر واسطى آن است كه ابو اميه ماحوزى از دست هيچ