عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 55

طبقات الصوفية ( فارسي )

محمد شگرف شيخ الاسلام اين پير را نيز ديده بود و وى براى او حكايت كرده است 77 . در طبقات الصوفية ، پير هرات داستانى از زبان محمد شگرف دربارهء يك‌تن از لشكريان سبكتگين با روستائى اهل هرات ، نقل كرده است 78 . و در مورد ديگر كه از انصاف سخن مىرود پير هرات نظر او را دربارهء انصاف نقل مىكند 79 . ابو عبد اللّه باكويه شيرازى وى يكى از مشايخى است كه خواجه عبد اللّه در سفرهاى خويش به نيشابور و رى و در بازگشت از رى ، به خانقاه وى فرود مىآمده است و محل اقامت او در نيشابور خانقاه ابن باكويه شيرازى بوده است . از گفته‌هاى پير هرات در مقامات و نفحات برمىآيد كه وى از اين شيخ كه سفرهاى نيكو كرده بود و همه مشايخ جهان را ديده بود به انتخاب ، سى هزار حكايت و حديث نوشته است 80 . پير هرات به هنگام ديدار و مصاحبت با ابن باكويه ( 417 و 424 ) با آنكه هنوز جوان بود ، در دانش‌هاى زمان خويش بدان پايه رسيده بود كه در نيشابور مورد تعظيم ، اكرام ، تقدير و تحسين مشايخ و علما قرار گيرد و ابن باكويه يكى ازين جمله بود كه او را بر پاى مىخاست و تعظيم تمام مىداشت 81 . نوشتن سى هزار حكايت و حديث از ابن باكويه مستلزم توقف دراز در خانقاه او و صحبت و ديدار با اوست ، اگرچه اين توقف و ديدار در سه نوبت بوده باشد ، تا چه رسد به مباحث ديگر كه ممكن بود ميان اين پير سالخورده و مشايخ جهان‌ديده ، و شيخ الاسلام جوان پيش آيد . از نظر پير هرات ، ابن باكويه ملكى بود در لباس تصوف كه از علوم نصيبى وافر داشت و داراى فراستى عظيم بود . جامى در نفحات الانس از ديدار و صحبت ابن باكويه با ابو عبد اللّه خفيف شيرازى و ابو القاسم قشيرى و ابو سعيد ابو الخير و محمد بن احمد آملى و احمد بن الحسين بن منصور الحلاج و شيخ ابو العباس نهاوندى خبر مىدهد 82 . و از ديدار و