عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 45
طبقات الصوفية ( فارسي )
آنها دريافته بود با يك يا دو واسطه به مشايخ بزرگ پيش از خود پيوند مىيافتند و در حقيقت اين پيوند ، پيوند شيخ عمو نيز با آنان به شمار مىآمد ؛ و شيخ عمو خود حلقهاى درين سلسله بود كه شيخ الاسلام انصارى را با آنان مىپيوست . نزد صوفيه وقوف بر احوال مشايخ از طريق افرادى كه آنان را ديده بودند در مرتبهاى بسيار بالاتر از آگاهى بر حال آنان براساس روايات تاريخى و مكتوب قرار دارد . اطلاع ديگرى كه درباره شيخ عمو از طبقات الصوفية بدست مىآيد آن است كه وى از سوى مادر نيز با خانوادهء صوفيان پيوند داشت چرا كه محمد نفيسه پدر مادر شيخ عمو است 24 . با آنكه از انتساب پدر او به طريقت و اهل آن سخنى نرفته است به آسانى مىتوان حدس زد كه پدر او نيز بايد اهل طريقت بوده باشد و اين موضوع را ازدواج پدر او با دختر نفيسه تأييد مىكند و اين پيوند به خودى خود به اهميت شيخ عمو مىافزايد . بعيد نيست كه خانقاه شيخ عمو خانقاه خانوادگى او بوده باشد كه پس از پدرانش به او رسيده باشد . حرمت شيخ عمو نزد مريدان از برخورد خواجه على حسن كرمانى با او آشكارتر مىشود . خواجه على حسن دعوى مريدى شيخ عمو را مىكرد و درين دعوى تا آنجا صادق بود كه تا پيرش ، شيخ عمو ، زنده بود وى بر مسند پيرى تكيه نزد . شيخ عمو در رجب سال 411 درگذشت 25 . بايد يادآورى كنم كه آقاى حبيبى در توجيه اين مطلب يعنى تكيه زدن خواجه على حسن كرمانى بر مسند پيرى خانقاه به سبب درست نخواندن تركيب « پشت باز نگذاشتن » پنداشتهاند كه آن تركيب « بست باز نگذاشتن » است ، و آن را با « بست نشستن » و « دخيل » ارتباط دادهاند و چنين معنى كردهاند : « يعنى تا وقتى كه شيخ عمو زنده بود وى اقامتگاه خود را بهطور بست به روى پناهندگان باز نگذاشت » و در توجيه ديگر گفتهاند : « اگر پشت باز نگذاشتن را به معنى ترك و پدرود گفتن بگيريم يعنى تا وقتى كه شيخ عمو زنده بود او را ترك نكرد و خدمت مىكرد » 26 .