عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 29

طبقات الصوفية ( فارسي )

اما انكار نمىآرند . . . با سخن من نورى است كه مرد مستمع پيش آن درمىشود و مىپندارد كه آن خود مايه‌ى اوست ، نيست كه آن نور سخن است كه در زندگانى مىرود » 79 . بىترديد او در خطبه‌ها و مواعظ و مجالس تذكير به زبان فارسى سخن مىگفته است . حضور عامه در مجالس او به تنهائى كافى است كه قدرت و توانائى شيخ الاسلام را در زبان فارسى اثبات كند . گذشته از آنكه در كلام و سخن صوفيه شور ، ذوق و حال ويژه‌اى وجود دارد كه به لطف آن حتى ناموزون كلامشان در تأثير از شعرى دلنشين و زيبا كمتر نيست ، عبارات فارسى پير هرات غالبا مسجع است و گاهى بندهاى مسجعات او به‌ويژه در مناجات‌ها در وزن و دلكشى بدان پايه است كه با اندك تصرفى - در پاره‌اى از موارد - به شعرى موزون و مقفى بدل مىشود . شور ، وجد و حال آميخته با نوعى وزن كه در مناجاتهاى پير هرات وجود دارد از قديم باز دل مشتاقان را صيد كرده است تا آنجا كه شهرت او در ميان فارسى زبانان از خاص و عام به دليل اين مناجاتها دانسته شده است . در بسيارى از آثار منسوب به او نيز سجع‌سازى مشهود است . پايبندى او به عبارت و سخن گفتن به سجع هرچند به گفته جامع مقامات نه با تكلف ، از خصايص زبان اوست و اين خصيصه بنا بر استنباط استاد زرين‌كوب « بىشك ميراث مدرسه است كه وى را گذشته از حديث و قرآن با لغت و ادب نيز مربوط كرده بود و ظاهرا علاقه به سجع و قرينه هم كه در كلام او هست نه فقط نشانى از يك تربيت و تهذيب ادبى است بلكه در عين حال معرف طرز بيان يك واعظ و مفسرست كه نيروى بيانش مىبايست براى انبوه شنوندگان جالب بوده باشد » 80 . به درستى روشن نيست كه پير هرات كى و كجا به سرودن مناجات مىپرداخته است . به دلائل متعدد دوست دارم براى مناجاتهاى پير هرات « سرودن » را به كار ببرم . آيا اين مناجاتها محصول خلوت‌هاى خاص اوست يا به هنگام تذكير و خطبه و موعظه سروده شده است ؟ در طبقات الصوفية مناجاتها غالبا در مواضعى آمده