عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 27
طبقات الصوفية ( فارسي )
بيست و هشتسالگى ، ديدار و مصاحبت چهل و اند روزهء او با شيخ احمد چشتى و برادر و ياران و مريدانش ، پس از ديدار با خرقانى در نبادان . در روزگارى كه شيخ الاسلام در كهندژ مجلس مىگفت يكى از مجلسيان او كه با خواجه اسماعيل چشتى دوست بود سخنان پير هرات را با وى بازمىگفت و خواجه اسماعيل چشتى به او گفته بود كه « اين دانشمند شما از كوى ماست » 67 . وى اين سخن را به پير هرات باز گفت . نقل اين سخن و تأثير آن در پير هرات كمتر از سخنان خواجهء امام يحيى عمار بر سر منبر دربارهء عبد اللّه نوجوان نبود ، چنان كه در تأثير سخن خواجه اسماعيل چشتى گفت « خداى داند كه از آن سخن وى در دل من و در سر من چيست يعنى از طمع ، و آن سخن وى مرا مايهاى است » 68 . و شايد در اثر اين سخن بود كه شيخ الاسلام دعوت او را پذيرفت و در سرما و برف به نبادان رفت و در جمع شصت و دو تن از مشايخ آن ناحيه چهل و اند روز از علم حقيقت سخن گفت و آن را بسط و افشا كرد . با آنكه همگى آنان از وى بزرگتر بودند و خداوندان ولايات كرامات و فراست ، هيچكدام با وى برابر نرفتند . نكتهاى كه بايد يادآورى شود اينست كه شيخ احمد چشتى و برادر و ياران او كه همه چشتيان بودند طريق ملامت داشتهاند . دو بوركوى پس از بيان اين نكته كه پدر خواجه عبد اللّه او را نزد كاكا ابو القصر بستى بدان سبب كه ملامتى بود نبرد ، مىگويد خواجه از تأثير ايشان ( ملامتيان ) در همه زندگانى بر كنار ماند 69 . و اين درست بهنظر نمىآيد زيرا در قدم اول روزهاى نبادان مصادف با سنين بزرگى شيخ الاسلام بود و شيخ احمد چشتى و خواجه اسماعيل چشتى و ديگر چشتيان كه همه ملامتى بودند در نبادان گرد آمده بودند و شيخ الاسلام چهل و چند روز با آنان مىبود ، در ثانى در طبقات الصوفية ملامتيان واقعى نه تنها مورد تحسين و ستايش پير هرات قرار گرفتهاند بلكه بهترين و روشنترين تعريفها و دفاعها از طريقهء ملامت نيز بهوسيله پير هرات در اين كتاب بيان شده است 70 .