عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 18

طبقات الصوفية ( فارسي )

به آشوب كشيده شود . وزير كه سياست مملكت و آرامش قلمرو خويش را مهم‌ترين امور مىدانست ، راه پيشنهادى مخالفان را كه تبعيد خواجه عبد اللّه از هرات بود برگزيد و در سال 458 به تبعيد او از هرات به بلخ فرمان داد . شيخ الاسلام را با قيد و بند از هرات تبعيد كردند . اين تبعيد طولى نكشيد و وى به هرات بازگشت . چهار سال بعد 462 مخالفان توطئه‌اى ديگر در كار كردند و اين هنگامى بود كه آلب‌ارسلان به هرات آمده بود . مشايخ و بزرگان شهر از هر فريق ، گرد آمده بودند تا به دربار او بروند . در سر راه خويش نخست به ديدار شيخ الاسلام رفتند و او را از تصميم خويش آگاه ساختند و گفتند نخست به ديدار شيخ الاسلام آمده‌اند و از اينجا به نزد آلب‌ارسلان خواهند رفت . در اين ميان يكى از مخالفان براساس قرارى كه از پيش گذاشته بودند بتى زرين خرد را كه با خود آورده بود در محراب و زير سجاده خواجه عبد اللّه قرار داد . وقتى اين گروه از مجلس او بيرون رفتند شيخ الاسلام نيز به خلوتخانهء خويش رفت . مخالفان پيش آلب‌ارسلان از خواجه عبد اللّه شكايت آغاز كردند و ضمن اتهامات ديگر او را به تجسيم و بت‌پرستى متهم كردند و داستان بت زير سجادهء وى را باز گفتند . غلام سلطان و گروهى از افراد به خانقاه شيخ رفتند و آن بت زرين را زير سجاده او يافتند . سلطان كسان خويش را به دنبال شيخ الاسلام فرستاد و او را احضار كرد . پس از گفتگو با شيخ الاسلام دريافت كه اين كار توطئه‌اى براى بىاعتبار كردن شيخ الاسلام بوده است . بنا بر آن پس از بازگردانيدن شيخ الاسلام با اكرام و احترام ، به خانه‌اش ، مخالفان را تهديدهاى سخت كرد و فرمان داد تا مالى عظيم از آنان بستانند و موكلان بر آنان گماشت 45 . مناظرهء ديگرى نيز در يكى از سالهاى پس از تبعيد اول او به بلخ ، ميان شيخ الاسلام و پيروان شافعى - اشعرى در بارگاه خواجه نظام الملك صورت گرفت و چنان كه از طبقات ابن رجب برمىآيد اين مناظره بايد در جايى خارج از شهر هرات صورت گرفته باشد . اين بار مخالفان بر آن بودند كه در محضر وزير