عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 16

طبقات الصوفية ( فارسي )

ابن طاهر از شيخ الاسلام نقل مىكند كه وى گفت : پنج بار مرا بر شمشير عرضه كردند . مرا نمىگفتند كه از مذهب خويش بازگردم ولى از من مىخواستند كه دربارهء مخالفان خويش به سكوت تن در دهم ؛ و من نمىپذيرفتم 37 . بنا به گفته حسين بن محمد كتبى هروى در كتاب تاريخش ، نخستين بار مخالفان به هنگام ورود مسعود به هرات در سال 430 عليه او توطئه كردند و او را به اعتقاد به تجسيم متهم كردند . اين توطئه تا آنجا كارگر آمد كه مسعود شيخ الاسلام را نزد خويش فرا خواند و از وى سؤالهائى كرد و پس از آن او را با اكرام و اعزاز بازگردانيد 38 . هيچ‌گونه اشارتى در اين‌باره در تاريخ بيهقى وجود ندارد و با دقتى كه در ابو الفضل بيهقى سراغ داريم نمىدانيم عدم ذكر اين ماجرا را چگونه توجيه كنيم ؟ سال 430 براى مسعود غزنوى به‌هيچ‌روى مانند سالهاى ولايت او در هرات در عهد پدرش نيست . علت آمدن و توقف مسعود در اين سال در هرات بسيج سپاه و مقابله با هجوم سلجوقيان است و احتمال آنكه در آن گيرودار عجيب كه هر ساعت صاعقهء خبرى از محنت تازه و حادثه‌اى ناگوار مىرسيد ، مسعود دست به چنين كارى زده باشد بعيد به‌نظر مىآيد . براساس گزارش جامع مقامات پير هرات و روايت جامى در نفحات الانس ، سه بار او را از مجلس بازداشته‌اند و يا از هرات عذر خواسته‌اند 39 . و بنا بر اسنادى كه ابن رجب در كتاب خويش آورده است چهار بار او را از هرات تبعيد كرده‌اند و يا از مجلس بازداشته‌اند . نخستين بار در سال 433 مخالفان ، مردم هرات را بر شيخ الاسلام برانگيختند و او را از شهر هرات به شكيوان تبعيد كردند و خواجه انصارى در اين دو سال در شكيوان كتابهائى در رد مخالفان تصنيف كرد 40 . احتمالا اين همان تبعيد و منع او از مجلس گفتن است كه در طبقات الصوفية نيز بدان اشارت شده است 41 . شيخ الاسلام انصارى در بازگشت از اين تبعيد علاوه بر مجالس وعظ و خطابه در مجالس تذكير خويش به تفسير قرآن پرداخت و در مدت يك سال ( 436 ) يك‌بار