عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 9

طبقات الصوفية ( فارسي )

طريق كسب پدر يعنى دكاندارى ، مجبور شده باشد بلخ و پير و ياران را ترك گفته باشد موجه‌تر به‌نظر مىرسد و شايد بازارىزاده خوانده شدن خواجه عبد اللّه نيز بدين سبب باشد . بىترديد ابو منصور محمد انصارى تا آنگاه كه از بلخ به هرات بازگشت زندگى بىدغدغه‌اى داشته است و چنان كه از اشارات طبقات ، مقامات و نفحات برمىآيد از دانش‌هاى زمان خويش به‌ويژه علوم و معارف دينى بهرهء كافى داشته است ، و شايد همچنان‌كه او در تربيت فرزند خويش ، عبد اللّه ، كوشيد پدرش نيز در زندگى او سهمى چنين داشته است . بارى ابو منصور محمد انصارى به هرات بازگشت و در اين شهر با دخترى كه نمىشناسيم ازدواج كرد . با وجود خصوصيات ابو منصور و خانواده‌اش و روابط او با اهل دين و معرفت ، مىتوان گفت همسر او نيز بايد پروردهء دامان خانواده‌اى بوده باشد كه بتواند پاسخگوى سخت‌گيرىها و توقعات مردى مشكل‌پسند چون ابو منصور محمد انصارى باشد . سرانجام در روز جمعه دوم شعبان سال 396 هجرى برابر با ارديبهشت ( - ثور ) 385 خورشيدى ( مه 1006 م ) در كهن‌دژ ( - قهندز ) هرات عبدالله‌زاده شد . اگر عبد اللّه نخستين فرزند ابو منصور محمد انصارى بوده باشد ، با حدس و گمان سال بازگشت پدر او از بلخ و ازدواجش را مىتوان معين كرد 6 . روايات متعدد درباره زاده شدن عبد اللّه در مقامات و نفحات آمده است كه از همهء آنها بوى بزرگى و جلال و شكوه و كرامت براى كودك تازه به دنيا آمده به مشام مىرسد 7 . اشارتى هم در طبقات الصوفية درين مورد وجود دارد كه حكايت از خبر دادن شريف حمزهء عقيلى در بلخ ، به ياران خويش ، از زاده شدن عبد اللّه دارد 8 . بنا بر سخن پير هرات وى شش ماه شير خورده است 9 . كوتاهى زمان شيرخوارگى او را به دو صورت مىتوان توجيه كرد : يكى باردار شدن مادر او در شش‌ماهگى عبد اللّه و ديگر رشد سريع عبد اللّه و استفادهء او از غذاهاى جانشين . بهر حال بيان اين سخن در مقامات خواجه عبد اللّه به نحوى است كه با بزرگى و بزرگوارى او