عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 6

طبقات الصوفية ( فارسي )

به صوفيه ؛ اختلاف ديرينهء فقها و صوفيه در اين دوره نيز به قوت خود باقى بود . صوفيه بر خلاف فقها پرداختن به ظواهر شرع را بسنده نمىدانستند و با اهل ظاهر و اصحاب رأى و عقل و در حوزهء گسترده‌تر آن با فلاسفه و متكلمان نيز مخالفت مىورزيدند . اين مخالفت دوجانبهء ريشه‌دار چه در دوره‌هائى كه صوفيه در ميان گروه‌هاى مختلف مردم نفوذ و احترام داشتند و چه در روزگارى كه فقها و خداوندان ظاهر به پشتيبانى امرا و حكام دلگرم بودند ، موجب برخوردهاى خونين و پرغوغا و آشوب مىگرديد . اختلافات ميان پيروان مذاهب نيز بر اين آتش دامن مىزد و در بيشتر موارد كار به دخالت پادشاهان و خلفا و امرا و وزرا كه بهر حال آنان نيز خود طرفدار يكى از دو گروه بودند مىكشيد و نتيجهء آن منع ، زجر ، بازداشت ، تبعيد و نفى بلد مخالفان بود . اين امور خاص هرات يا نيشابور نبود احتمال برخورد در هر شهرى كه دو يا چند گروه در آن وجود داشتند موجود بود ، و ازين‌جهت كمتر شهرى از آنچه در شهرهاى ديگر روى مىداد مىتوانست بر كنار بماند . هرات چه پيش از زاده شدن خواجه عبد اللّه و چه در دورهء نوجوانى او يعنى دوره قدرت استادان بزرگش چون جارودى و خواجه امام يحيى عمار شاهد برخوردهاى شديد اهل حديث و پيروان احمد حنبل با اشعريان و شافعيان و اهل كلام و اصحاب رأى بود كه پس از آنان - در ايام شيخ الاسلام انصارى - نيز ادامه يافت و در حقيقت خواجه عبد اللّه انصارى نه تنها در مجالس تفسير و تذكر و وعظ جانشين استاد خويش امام يحيى عمار شده بود بلكه راه و روش او و استاد ديگر خود قاضى ابو منصور ازدى را نيز با شدت بيشتر در مورد مخالفان برگزيد و محنت‌ها و مصيبت‌هاى بزرگ را درين راه به جان خريد . دست بدست شدن حكومت‌ها و عزل و نصب وزيران و در نتيجه دگرگونى سرنوشت مردمان شهرها از جمله هرات و نيشابور ، تأثير عمده‌اى در تخفيف يا تشديد مخالفت‌هاى موجود داشت . با آنكه اين تغييرات در حدى نبود كه بتواند