عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 4

طبقات الصوفية ( فارسي )

كودكى عبد اللّه انصارى ده‌ها تن از علما و مفسران و محدثان و فقهاى بزرگ و نامى زندگى مىكردند كه عبد اللّه با مراجعه به آنان و تلمذ نزد آنان از سفر به شهرهاى ديگر بىنياز بود . اين بىنيازى تا آنجا بود كه چون عبد اللّه در سال 417 هجرى به نيشابور مسافرت كرد نه تنها بدان پايه از علم و فضل نائل آمده بود كه بتواند بر بعضى از محدثان آن شهر ايراداتى بگيرد و موجب شگفتى آنان شود بلكه خود بنا به درخواست علماى آن شهر بر آنان حديث املا كند . ذهبى چهل تن از استادانى را كه عبد اللّه انصارى نزد آنان در هرات علم آموخت نام مىبرد كه هركدام در فن خويش از مشاهير بوده‌اند . شيخ الاسلام خود گفته است من از سيصد تن حديث استماع كرده‌ام و املا نوشته‌ام 1 . با توجه به اين نكته كه عبد اللّه براى كسب علم و اخذ حديث و ديدار مشايخ از هرات تا نيشابور رفته بود و بنا به گزارش ابن رجب تا طوس و بسطام نيز در طلب حديث سفر كرده بود 2 حدود سفر او مشخص مىشود و رقم سيصد تن آن هم با معيارهائى كه شيخ الاسلام انصارى در انتخاب آنان پيش خود داشت ، خود گواه صادق بر كثرت وجود دانشمندان علوم اسلامى در هرات و نيشابور و شهرهاى ديگر خراسان است . هنگامى كه عبد اللّه به نيشابور رفت استادان بزرگ علم حديث چون ابو العباس محمد يعقوب الاصم مدتها پيش در گذشته بودند ولى شاگردان آنها هنوز بر جاى بودند و نام‌برداران ديگرى چون ابراهيم اسفرايينى و ابو محمد جوينى و اسماعيل صابونى هنوز زنده بودند و در اين شهر مىزيستند . همچنين در هرات چند تن از بزرگان تفسير ، حديث و فقه را مىشناسيم كه عبد اللّه نزد آنان درس خوانده است . قاضى منصور ازدى ، خواجهء امام يحيى عمار شيبانى ، عبد الجبار جراحى ، شعيب پوشنجى و . . . هم‌زمان با اعتلاى علوم دينى در خراسان ، تصوف و عرفان نيز در شهرهاى مختلف آن به چنان اوجى رسيده بود كه شيخ بزرگ مكه ، ابو الحسن سيروانى ، به مريدان و صوفيان توصيه مىكرد تا به زيارت و ديدار پيران و مشايخ