صاعد الأندلسي
89
التعريف بطبقات الأمم
بوده است كه عبارت بوده از : احترامگذارى به اختران وپرستش بتهاى تجسّم يافته در معابد به عنوان نمادهاى آنها . بدين ترتيب در أفكار وآراى قاضى صاعد ، در اينجا علاوة بر تاريخ أديان ، با نوعي فلسفهء أديان نيز روبهرو مىشويم ؛ مخصوصا آنگاه كه مىگويد : ( بتپرستى اين بتپرستان ) . . . بدانگونه كه نادانان نسبت به ديانتهاى ملّتها وانديشههاى فرقهها مىپندارند ، نبوده است كه خيال مىكنند بتپرستان نظرشان اين است كه بتها خود ، خدايان آفرينندهء جهاناند ؛ زيرا هرگز هيچ انديشمندى چنين نپنداشته وهيچ خردمندى بدان اعتقاد نيافته است . اين امر ، يعنى ، تبيين فلسفي أديان همان است كه قاضى صاعد در باب ديانت هنديان نيز آن را ابراز كرده ؛ ولى در اينجا آن را بيشتر توضيح داده وحتّى براي اثبات نظريهء خود به قرآن مجيد « 1 » نيز استناد كرده است . بهنظر مىرسد كه قاضى صاعد در اين زمينه به اكتشاف روح مقدّس موجود ومشترك در تمامى معبودها واشيا واشخاص مقدّس در تمامى أديان رسيده ودر اين مباحث خود ، همان را دارد مطرح مىكند وليكن نامى را كه دينشناسان جديد براي آن روح مقدّس ، اصطلاح كردهاند ، يعنى ، « مانا » را به كار نبرده ؛ امّا در عوض به جاى آن ، مفهوم را با واژهء نيروها تعبير كرده است كه چندان هم از تعبير جديد به دور نيست وبنابراين بهنظر مىرسد كه مىتوان قاضى صاعد را مكتشف روح مقدّس يا مانا در تاريخ أديان دانست ؛ اگرچه آن را نامگذارى نكرده است . سپس قاضى صاعد ، نيز با استناد به تعاليم قرآن مجيد ، اظهار مىدارد كه با اين وصف ، عموم قوم عرب به رستاخيز ، معاد ، كيفر وپاداش وبه نبوّت حضرت محمّد ( ص ) اعتقاد نداشتند وچنين مىپنداشتند كه جهان ، اگرچه مخلوق ونوپديد
--> ( 1 ) - ( الزمر ، 3 )