صاعد الأندلسي
86
التعريف بطبقات الأمم
بودهاند وسپس بوداسف « 1 » مشرقى به نزد تهمورث ، سومين شاهنشاه ايرانيان آمد وديانت حنفاء را كه همان آيين صابئى است بياورد ، بر اين أساس قاضى صاعد ديانت حنفاء را با آيين صابئى يا مهرپرستى وآن هر دو دين را با آيين بودايى از يك مقولة به شمار مىآورد وبهنظر مىرسد كه وى اين قسمت از مطالب خود را از مسعودى گرفته است . « 2 » سپس قاضى صاعد مىافزايد كه تهمورث آيين بوداسف را پذيرفت وايرانيان را هم به پذيرش آن وأدار ساخت واز آن پس ايشان در حدود يك هزار وهشتصد سال بر آن ديانت بودند وبعد از آن در سى سال گذشته از ابتداى شاهنشاهى گشتاسب از سلسلهء كيانى ، زردشت إيراني ظهور كرده ، مردم را به ديانت مجوسي فراخواند . « 3 » تعاليم زردشت ، از نظر قاضى صاعد عبارت بود ، از : احترام به آتش ونورهاى ديگر ، اعتقاد به تركيب جهان از روشنايى وتاريكى وعقيدة به پنج ذات قديم كه عبارتند از : خالق متعال [ اهورامزدا ] ، إبليس [ اهريمن ] ، هيولا [ مادهء بىشكل نخستين ] ، زمان ومكان . بعد از آن قاضى صاعد چنين مىافزايد كه گشتاسب ، ديانت زردشتى را پذيرفت وايرانيان را نيز به قبول آن واداشت ، تا آنجا كه همگى به زردشت به عنوان پيامبرى كه از طرف خداى متعال به سوى ايشان مبعوث شده است ، اعتقاد يافتند وديانت صابئى را رها كردند واز آن پس ، به مدّت 1300 سال وتا سال 32 ق / 653 م پيوسته تابع ديانت زردشتى بودند . در اين هنگام در طي جنگهايى كه مسلمانان عرب با ايشان در قادسيه ، جلولا ، نهاوند و . . . داشتند ، خلقي انبوه از آنان كشته شدند وجماعتى از آنان اسلام آوردند وبقيه همچنان به صورت أهل ذمّه ، مانند أهل ذمّه يهوديان ومسيحيان تا زمان تأليف كتاب
--> ( 1 ) . ahdduoB ( 2 ) . نك : مسعودى ، مروج الذهب ، ( 1 / 263 ، 2 / 380 ، 382 . ( 3 ) . همانجا ؛ مسعودى ، مروج الذهب ، 228 ، 270 ، 271 ، 312 .