صاعد الأندلسي
77
التعريف بطبقات الأمم
اسپانياى اسلامى بودند كه در قرطبه ، طليطله ، اشبيليه ، غرناطة وديگر فرهنگ - شهرهاى شبه جزيرهء ايبريا پديد آمده بود ومهر مشخّص خود را داشت ، يعنى مهر ونقش اندلس را . بعد از آن قاضى صاعد ، بني إسرائيل را به عنوان هشتمين وآخرين ملّت مطرح مىكند كه به اعتقاد وى در فلسفه هيچگاه نامبردار نگشتهاند ؛ وليكن در علوم شريعتها وسرگذشتها وتاريخ پيامبران وآغاز پيدايش ، كساني از ايشان مشهور شدهاند وحتّى در اين زمينهها از دانايان مسلمان ، كساني همچون : عبد اللّه بن عبّاس ( د : 68 ق / 687 م ) وكعب الأحبار ( د : 32 ق / 652 م ) ووهب بن منبّه ( د : 114 ق / 732 م ) از ايشان فرا مىگرفتهاند . آنگاه قاضى صاعد از روش ويژهء محاسباتى وتقويم مخصوص يهوديان كه از آن براي نگهدارى تاريخ شريعت ومحاسبهء ماههاى قمري وبرجهاى شمسي خود استفاده مىكنند ، با شناختى دقيق وكامل وتوجّهى مخصوص ياد مىكند وبعد مىافزايد : . . . اين ملّت ، منزلگاه پيامبرى وكانسار رسالت در ميان آدمىزادگاناند وعموم پيغامبران از ميان ايشان برخاستهاند . بعد از آن وى ، ملّت يهود را نيز در چهارچوبهء تاريخي وجغرافياييشان قرار مىدهد وسپس از پراكندگى آن قوم بعد از اينكه عمر بن خطّاب ( مق : 23 ق / 644 م ) آنان را به استناد حديث نبوي ( ص ) : « لا يبقينّ دينان في أرض العرب » ، از عربستان بيرون راند ، سخن مىگويد ونيز از اينكه آن قوم چگونه بعد از آوارگى به كسب علوم روى آوردند . آگاهى قاضى صاعد دربارهء دانايان مشرقى قوم يهود ، به پايهء اطلاع وى از دانشوران اندلسى آن قوم نمىرسد كه هم بخوبى از تاريخشان مطّلع است وهم از آثارشان آگاه . در اينجا قاضى صاعد شرح زندگى حسداى پسر إسحاق از كارگزاران حكم أموي را آورده وتوضيح داده كه وى چگونه براي يهوديان اندلس دروازههاى علم فقه وتاريخ آن قوم را گشوده است ، درحالىكه پيش از وى ناچار مىشدند كه در باب تاريخ دين و