صاعد الأندلسي
74
التعريف بطبقات الأمم
مسلماناند ويا به شكل اقلّيتهاى ديني وتحت عنوان أهل ذمّه در زير پرچم اسلام ، از همزيستى مسالمتآميز با مسلمانان برخوردارند واز هر نژادى كه هستند چه عرب وچه غيرعرب در خلافت عبّاسى در امر پيشبرد فلسفه وعلوم با يكديگر همكارى مىكنند . ازنظر قاضى صاعد ، هم دورهء أموي وهم دورهء اوّل خلافت عبّاسى ، دورانى است كه در آن ، كاخ رفيع فلسفه وعلوم در فرهنگ اسلامى با استحكام كامل پىريزى شد واگر اين استحكام آغازين وبنيادين براي پايههاى علم وفرهنگ نمىبود ، فرهنگ اسلامى از شكوفايى عظماى بعدى برخوردار نمىشد ويا در صورت برخوردارى ، در مدّتى طولانى وچشمگير ودر گستردهء جغرافيايى بزرگى ، از خوارزم تا اسپانيا ، استمرار وانتشار نمىيافت . « 1 » قاضى صاعد در هنگام بحث از دولت عبّاسى شگفتزدگى وسپاسگزارى خود را نسبت بدان دولت كه آن همه به فلسفه وعلوم وهمهء جلوههاى متعالي فرهنگ توجّه نشان مىداد ، ابراز مىكند ؛ وليكن در عين حال از علل ضعف وسقوط آنكه به اعتقاد وى ، از سال 300 هجرى / 913 ميلادي به علّت چيرگى زنان ونفوذ أقوام ترك در كارهاى حكومتى آغاز شده است ، نيز غفلت نمىكند وهم مىافزايد كه از آن زمان به بعد ، توجّه مردم به علم فروكش كرده به جاى آن گرفتار آشوبهاى اجتماعي وآشفتگيهاى متراكم روزافزون گرديدند تا آنجا كه ديگر در عصر خود وى ودر زمان تأليف كتاب التعريف بطبقات الأمم ( 460 ق / 1068 م ) نزديك مىبيند كه توجّه به علم در جهان اسلام ، بكلّى از ميان برود . قاضى صاعد پس از اين گشت وگذار طولانى در ميان ملل وأقوام جهان به زادبوم خود ، اندلس ، مىرسد ودر باب اين سرزمين اظهار مىدارد كه اين سرزمين تا زمان فتح اسلام ، يعنى تا رمضان 92 ق / 711 م از علم ومعرفت تهى بوده وبه جز پارهاى از طلسمها كه آنها هم به اتفّاقنظر مورّخان از آثار شاهان رومى بوده ، هيچ نشانى در آنجا از
--> ( 1 ) . آبوت ، 27 ، 21 ، 19 / ؛ خان ، « قاضى صاعد . . . » ، 159 - 153 .