صاعد الأندلسي
62
التعريف بطبقات الأمم
استوارى وبا مهارت مىشناسند ؛ امّا ملّت ترك نيز قلمروى بزرگ وجمعيتى انبوه دارند وبه أنواع جنگها وجنگابزارها مىپردازند . اين هر دو ملّت با مهارتهاى عملي كه نيروهاى نفس جانورى مىتوانند با آنها ورزيدگى يابند ، ممتاز مىگردند . قاضى صاعد ، بهطور آشكار وقطعي فقط خرد وجلوههاى آن را به عنوان تنها عامل جداكننده انسان از حيوان مىستايد وبهنظر وى آدمي هر اندازه سطح خردورزى خود را بالاتر ببرد ، به كمال نزديكتر مىشود . در ديدگاه أو عقل ، فصل مقوّم نوع انسان وهمان نفس ناطقه است واز اين جهت به نظر وى ، توجّه به علوم نقطهء عطف قاطعى به شمار مىرود كه موجب تمايز ملّتها ودر عين حال ، عامل اصلى تكامل تاريخي ايشان است . بدين قرار قاضى صاعد ، سير تاريخ وتحوّلات آن را از روى توجّه افرادى از هر ملّت معرّفى مىكند كه به علومى روى آوردهاند كه در رقم زدن سرنوشت وتكامل هر ملّت ، وى آنها را علوم اصلى وعوامل اساسى به شمار مىآورد . از نظر قاضى صاعد ، هشت ملّتى كه به علوم توجّه كردهاند ، ملّتهاى برگزيدهاند كه از مرحلهء باليدن به نيروهاى جانورى فراتر رفتهاند وايشان « . . . چراغهاى درخشان در تاريكى وپرچمهاى راهنمايى وسروران نوع آدمي وبهترين همهء ملّتهايند » . قاضى صاعد سپس شرح سير تاريخي علوم در ميان ملّتهاى هشتگانه را با بحث از ملّت هند آغاز مىكند ونخست آن ملّت را در چهارچوب تاريخي ، جغرافيايى وديني قرار مىدهد وسپس نظر خود را در باب آن بهطور صريح ، قاطع وموجز چنين بيان مىكند : « هند كانسار فرزانگى وسرچشمهء دادگرى وسياست است » . قاضى صاعد در حقيقت با عبارت فوق به پرسشى كه پيوسته در تاريخ علوم باستانى مطرح بوده وانديشمندان اسلامى خاور وباختر جهان اسلام در باب منشأ علوم باستانى به كندوكاو آن مىپرداختهاند وخود براي ايشان يك مسأله تاريخي وفرهنگى مهمّ به شمار مىرفته ، پاسخ داده است وحتّى در پى آن از مقدار تأثيرپذيرى فرهنگ