صاعد الأندلسي
111
التعريف بطبقات الأمم
بودند وقصد ايشان آن بود كه از اين طريق هرچه زودتر ، به ثمرهء هنر دست يابند وبدان وسيله براي خدمت به شاهان وفرمانروايان در كمترين مدّت ممكن بهره جسته ، آماده گردند ؛ مگر افرادى از ميان ايشان كه از اين هدف روى گردانيده ، هنر را براي خود آن مىجستند وكتابهاى آن رشته را برطبق ردهبندى مطالعاتيش مىخواندند واوّلين كسى كه از اين طريق در اندلس به طبابت مأمور شد ، أحمد بن ابا از أهل قرطبه بود كه در روزگار أمير محمّد پسر عبد الرحمن أوسط مىزيست . پيش از ابن ابا مردم در پزشكى بر گروهى از مسيحيان تكيه مىكردند كه نه در آن تخصّصى داشتند ونه در هيچ يك از علوم ديگر واعتماد ايشان فقط بر يكى از كتابهاى مسيحيان بود كه در اختيار داشتند وآن البريم نام داشت كه معناى جامع ومجموع مىدهد . در اينجا نخست ، به چند نكته كه از خود متن كتاب قاضى صاعد بصراحت فهميده مىشوند ، بايد اشاره كنيم : الف - قاضى صاعد كتاب مذكور را مربوط به دوران پيش از حكومت أمير محمّد أموي مىداند ، نه بعد از آن ؛ ب - وى تصريح مىكند كه آن كتاب از آثار بقراط وجالينوس وأمثال ايشان نبوده است ؛ ج - أو آن را از كنّاشهايى مىداند كه از كتب مسيحيان بوده ونام آن به معناى مجموعه وجامع است ، پس نام اصلى آن واژهء متداولى در زبان عربى نبوده وبه همين لحاظ قاضى صاعد آن واژه را معنى كرده است ؛ د - اين كتاب ، طبق نظر قاضى صاعد در فروع پزشكى بوده است ، نه در أصول ومباني آن ، يعنى ، كتابي كاربردى وعملي بوده است ، نه نظري ؛ ه - نام كتاب در نسخههاى موجود ، به شكلهاى مختلفي آمده ، ولى از همه بيشتر ، آن را مىتوان البريم قرائت كرد ؛ نه الأبريشم كه قرائت شيخوست ويا الأبريسيم كه