صاعد الأندلسي

107

التعريف بطبقات الأمم

با مقايسهء ميان تعبيرهاى نقل شده در متن التعريف بطبقات الأمم قاضى صاعد وهر سه ترجمهء ياد شده ، معلوم گرديد كه بأهم مطابق نيستند وبنابراين ، به‌طور مسلّم وى از آن ترجمه‌ها استفاده نكرده است ودر اين صورت مىتوان اين سؤال را مطرح ساخت كه آيا قاضى صاعد ، مطلب را به‌طور مستقيم از أصل كتاب أرسطو نقل كرده است ؟ يعنى ، آيا وى زبان يوناني مىدانسته كه در التعريف بطبقات الأمم خود نيز ، آن زبان را بسيار ستوده وآن را از گسترده‌ترين وشكوهمندترين زبانها شمرده است ؟ ويا اينكه وى به احتمال ترجمه‌اى را كه به وسيلهء فارابى يا شخصيت ديگرى از منطق أرسطو صورت پذيرفته ، در اختيار داشته ومطلب ياد شده را از آن نقل كرده است وآن ترجمه امروزه پيدا نشده وهنوز انتشار نيافته است ؟ اين مسأله بدون گفتگو درخور تعمّق است والبتة براي پاسخ به اين پرسشها ، دست‌كم يك تحقيق مستقلّ بايد صورت گيرد ؛ زيرا اين موضوع خود ، يكى از مسائل پژوهيدنى است وارزش مطالعاتى بالايى دارد . « 1 » 7 . مسألهء مهمّ ديگرى كه هم شيخو « 2 » وهم بلاشر « 3 » ، با بىتفاوتى از كنار آن گذر كرده‌اند وحتّى متوجّه اهميّت تصحيحى كه قاضى صاعد از كتاب طبقات الأطبّاى ابن جلجل به عمل آورده است ، نشده‌اند ، مربوط مىشود به عنوان كردن شاگردى حنين بن إسحاق در نزد خليل بن أحمد ، پدر فرهنگ‌نويسى براي زبان عربى . اين امر ، اشتباهى است كه در أصل از ابن جلجل در كتاب طبقات الأطباء « 4 » سرزده است وسپس از طريق وى به آثار مهمّ وعمدهء بعدى تاريخ علوم ، نيز راه يافته وبه‌طور مثال مىتوان از ابن أبي اصيبعه « 5 » ، وابن العبري « 6 » نام برد . ابن أبي اصيعه ، اگرچه اين مطلب را در آغاز گفتار خود ، در باب حنين ، بدون ذكر هيچ مأخذى آورده ، امّا بعدا « 7 » براي تأييد موضوع به اظهارات دو تن از افراد مورد اعتماد

--> ( 1 ) . در اين زمينه ، نك : پلسنر ، 244 . ( 2 ) . ص 36 . ( 3 ) . 55 . ( 4 ) . صص 68 - 70 . ( 5 ) . 1 / 184 . ( 6 ) . ص 250 . ( 7 ) . 1 / 189 .