السلمي ( مترجم : حسيني )

65

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي )

بود و به شب هيچ نخفته بود . ( عطار ، 1366 ، 82 ) ( اسميت ، 1974 ، 21 ) و جايى ديگر نقل مىكند كه گفت : « به عزّت خداى كه دوازده سال است كه مرا خرماى تر آرزوست - و تو دانى كه در بصره خرما را مقدارى نبود - هنوز نخورده‌ام . كه من بنده‌ام و بنده را به آرزوى چه كار ؟ ( عطار ، همان ، 85 ) ابن جوزى در صفة الصفوة از قول محمد بن عمرو از فقر رابعه اين‌گونه روايت مىكند . كه در خانه‌اش حصير پاره‌اى ديدم و دار چوبى از نى فارسى كه ارتفاعش از زمين دو متر بود و پوشش خانه از برگ نخل بود . گاهى سبويى و ظرف آبى و مقدارى پشم گوسفند و غير آن در كنار بستر و نمازگاهش بود . كنار مصلّايش حصيرى از نى بود كه كفنش را روى آن گذارده بود . ( ابن جوزى ، همان ، 17 ) ( نوربخش ، 1379 ، 48 ) مقنعه و روپوش رابعه نيز از صوف بوده است كه وصيت مىكند او را با همان لباس‌ها كفن كنند . ( ابن جوزى ، همان ، ربع 4 / 18 ) مالك دينار گفت : پيش رابعه رفتم ، او را ديدم با كوزه‌اى شكسته كه از آن وضو ساختى و آب خوردى و بوريايى كهنه و خشتى كه زير سر نهادى . ( عطار ، همان ، 85 ) ( مستملى بخارى ، 1363 ، 201 ) دربارهء امّ حسان كوفى هم آورده‌اند كه در خانه وى جز قطعه حصير كهنه‌اى نبود . ( مناوى ، 1999 ، ج 1 / 231 ) لبابه متعبده گفته است كه « من از خداى تعالى شرم مىدارم كه مرا به غير مشغول بيند ( جامى ، 1370 ، 614 ) ( سلمى ، همان ، / 83 ) دربارهء امّ طلق هم آورده‌اند كه در هر شبانه روز چهارصد ركعت نماز مىگزارد و تا مىتوانست قرآن قرائت مىكرد . ( مناوى ، 1999 ، 234 ) ( ابن جوزى ، همان ، ربع 4 / 23 )