السلمي ( مترجم : حسيني )
45
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي )
چشيده و مشتاق دوستى وى است . از جمله تعبيرات جالب تحفه مصرع " انا سكرانه و قلبى صاحى " است . پارادكس بين هوشيارى و مستى در بيت قابل توجه است و مىتواند نمونهاى از نخستين شطحيات باشد . « آسيه » از بغداد بود . يكى از ادبا نقل مىكند كه ذكر آسيه مجنونه را براى عبد اللّه بن طاهر كردند . او را خواست . داخل شد و سكوت اختيار كرد و پنج روز حرفى نزد . عبد اللّه به او گفت : آيا لالى كه سخن نمىگويى ؟ گفت : نه مىگويم : قالوا نراك طويل الصّمت قلت لهم * ما طول صمتى من عىّ و لا خرس الصّمت أحمد فى الحالين عاقبه * عندى و أحسن بىمن منطق شكس قالوا فأنت مصيب لست ذا خطأ * فقلت هاتوا أرونى وجه مقتبس أ أنشر البزّ فيمن ليس يعرفه * أم أنثر الدرّ بين العمى فى الغلس ( نيشابورى ، 1992 ، 285 ) " گفتند تو را مىبينم كه همواره سكوت پيشه كردهاى . به ايشان بگو سكوت طولانى من از ناتوانى و يا لالى نيست . سكوت در دو حالت نزد من پسنديده است و از سخن ناسازگار بهتر است . گفتند : تو درست مىگويى و خطاكار نيستى . پس گفتم : بياييد و چهرهاى سوزان [ از عشق الهى ] را به من بنماييد . آيا جامهها را در ميان كسانى كه آنان را نمىشناسم پراكنده كنم و يا مرواريد را در ميان نابينايان در تاريكى بپراكنم ؟ " در كتاب عقلاء مجانين نام زن مجنونهى ديگرى از اهواز به چشم مىخورد . « حيونه » ، كه ابيات بسيارى نيز از وى نقل مىشود . او شيفته عشق الهى است . قلب او واله محبت اوست . قلبى فانّه واله بك ( همان ، 286 ) . سلام اسود مىگويد كه خورشيد برآمد و او را آزار رساند . حيونه گفت :