السلمي ( مترجم : حسيني )

30

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي )

" خداى را نافرمانى مىكنى و از دوستيش سخن مىگويى ؟ به جانم قسم كه كار شگفتى است . اگر در دوستى او صادقى پس او را فرمانبرى كن ، زيرا عاشق از فرمان معشوق پيروى مىكند . " بسامد واژه حب در ابيات منسوب به رابعه قابل توجه است . تقريبا در تمام ابيات منقول از وى واژه‌ى حب موج مىزند . در شعر رابعه خدا معشوق و حبيبى است كه شايسته عشق‌ورزى است و جايگاه وى در دل عارف سالك است . حبيب قلبى فى الفؤاد انيسى . دوستى وى هم تنها از آن آنانى است كه فرمانبردار امر و خواست وى هستند و به قضاى وى رضا داده‌اند . شعوانه بصرى از زنانى بود كه آواز خوب داشت و به نغمات خوش وعظ مىگفت . ابن جوزى از حارث بن مغيره ، نقل مىكند كه شعوانه با اين دو بيت زارى مىكرد : يؤمل دنيا لتبقى له * فوافى المنية قبل الامل حثيثا يروى أصول الفسيل * فعاش الفسيل و مات الرجل " اميد دارد كه دنيا براى او بماند ، اما مرگ پيش از آرزو او را درمىيابد . به سرعت ريشه‌هاى نهال خرما را آبيارى مىكند اما نهال مىماند و مرد مىميرد . " ( ابن جوزى ، 1992 ، ج 4 / 34 ) حسن بن يحيى مىگفت كه شعوانه اين بيت را تكرار مىكرد و مىگريست و زنان با وى مىگريستند : لقد أمنّ المغرور دار مقامه * و يوشك يوما أن يخاف كما أمّن ( ابن جوزى ، همان ) " شخص فريفته دنيا محل اقامتش در دنيا را جايگاه امنى تصور كرده است . درحالىكه روزى كه بايد از آن بترسد همچون روزگار امنيتش نزديك است . "