السلمي ( مترجم : حسيني )
26
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي )
مىكنم بياييد و او را اندرز دهيد . پس رسول خدا با جوان راهى شد و با وى به خانه رفت و در اينباره با مادرش سخن گفت . زن گفت : يا رسول اللّه ! آيا گمان مىكنى كه اگر من چشمانم را در دنيا از دست دهم و به بهشت بروم خداوند بهتر از آن را نصيبم نخواهد كرد ؟ پيامبر پاسخ داد : آرى ! پس زن گفت : اگر نور چشمانم را در دنيا از دست دهم و آتش دوزخ نصيبم شود آيا خداوند بينايى را به من باز مىگرداند ؟ پس پيامبر گفت : به راستى كه مادرت راستگوترين است . ( ابن قتيبه ، 1997 ، مجلد اول ، ص 670 ) در احوال شعوانه آوردهاند كه وى از « المجتهدات الخائفات الباكيات المبكيات » بوده است . ( سلمى ، 1999 ، 107 ) ( جامى ، 1370 ، 615 ) وى را گفتند : « مىترسيم كه ازبس گريه چشم تو نابينا شود » گفت : در دنيا كور شدن از گريه بسيار مرا دوستتر است از كور شدن از عذاب النّار » ( جامى ، 1370 ، 616 ) ( سلمى ، 1999 ، ج 4 / 20 ) غفيره عابده پارسا زن ديگرى است كه از گريستنهاى دائم و هميشگى وى نقل آوردهاند : به غفيره گفتند كه آيا درازى گريههايت تو را به ستوه نياورده است ؟ پس گريست و گفت : بيمار چگونه از چيزى دلتنگ مىشود كه اميد بهبودى درد خود را در آن مىيابد . ( ابن قتيبه ، 1997 ، 72 ) عين القضات هم بحريه نامى را معرفى مىكند كه آنقدر گريه كرد تا نابينا شد . ( عين القضات ، 1378 ، 42 ) « 1 » عبيده بنت ابو كلاب از ديگر زنانى است كه ابن جوزى دربارهى وى مىنويسد كه چهل سال گريست تا نابينا شد ، اما سلمى اشارهاى به نابينايى وى نمىكند . ( ابن جوزى ، همان ، ج 4 / 21 ) ( سلمى ، همان ، 135 ) .
--> ( 1 ) . اين بحريه ظاهرا غير از بحريه بصرى است كه سلمى و ابن جوزى او را معرفى مىكنند .