الإمام زين العابدين ( ع )

19

صحيفه كامله سجاديه با ترجمه فارسى شاهرودى

( 40 ) گفتند : بگوى ، خداوند تو را رحمت كند ، زيرا سخن تو پذيرفته است . ( 41 ) فرمود : اين صحيفة را از مدينه خارج نكنيد . ( 42 ) گفتند : چرا ؟ ( 43 ) فرمود : پسر عموى شما بر اين صحيفة از چيزى مىترسيد كه من بر شما از همان چيز مىترسم . ( 44 ) گفتند : أو زماني در بارهء اين صحيفة ترسيد كه دانست كشته مىشود . ( 45 ) امام صادق عليه السّلام فرمود : شما از اين واقعه أيمن نباشيد زيرا به خدا قسم من مىدانم كه شما به زودى خروج خواهيد كرد چنانكه أو خروج كرد وبه زودى كشته خواهيد شد چنانكه أو كشته شد . ( 46 ) پس از جاى بر خواستند در حالي كه مىگفتند : « لا حول ولا قوّة الا بالله العلىّ العظيم » ! ( 47 ) چون بيرون رفتند حضرت صادق عليه السّلام به من فرمود : اى متوكل چگونه يحيى به تو گفت كه عمويم محمد بن علي وپسرش جعفر مردم را به زندگى دعوت كردند ، وما ايشان را به مرگ ؟ ( 48 ) گفتم : آرى - خداوند كار شما را اصلاح كند - عموزاده‌ات يحيى چنين سخنى به من گفت . ( 49 ) فرمود : خدا يحيى را رحمت كند ، پدرم از پدرش از جدّش از علي عليه السّلام برايم حديث كرد كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه وآله - در حالي كه بر روى منبر بود خواب سبكى أو را ربود . ( 50 ) پس در عالم خواب ديد كه مردانى چند همانند بوزينگان بر منبرش مىجهند ومردم را به گذشتگان خود ( دوران جاهليت ) بر مىگردانند . ( 51 ) پس رسول خدا - صلّى اللّه عليه وآله - به حال عادى بازگشت ونشست واندوه وحزن در چهره‌اش آشكار بود . ( 52 ) در همين هنگام امين وحى اين آية را براي حضرت آورد : « وما رؤيايى را كه در خواب به تو نمايانديم وشجرهء ملعونه در قرآن را جز براي آزمايش مردم قرار نداده‌ايم ، وايشان را بيم مىدهيم ولى جز بر سركشى آنان نمىافزايد » ومراد از شجرهء ملعونه ، بنى أمية هستند ! ( 53 ) پيامبر فرمود : اى جبرئيل آيا ايشان در زمان من خواهند بود ؟ ( 54 ) گفت : نه ، ولى آسياى اسلام از ابتداى هجرتت به گردش مىآيد وتا ده سال مىگردد آنگاه بر سر سال سى وپنجم از هجرتت به گردش مىافتد وتا پنج سال به آن حالت درنگ مىكند آنگاه به ناچار آسياى گمراهى خواهد بود كه بر محور خود مىايستد ، واز آن پس پادشاهى فراعنه پديد مىآيد .