غلامحسين رضانژاد
595
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى
بر بندگان ؛ در صورتيكه رحمان عبارتست از رحمت عامّ ونه خاصّ عباد ؛ ولذا بعموم فاسق وفاجر ومؤمن وكافر وغيره نيز تعلّق دارد ؛ وخداوند متعال بدانگونه كه بر نيكوكاران ومؤمنان روزى ميدهد ، بر فاجر وتبهكار هم روزى رسانده ودر دفع بيماريها ومصائب وأموري ديگر بر مؤمن وكافر رحمت كرده وذكر مرحومى خاصّ براي اسم رحمان ، نامناسب است . سه ديگر اينكه : اگر رحمان عربى بوده ومشتقّ از رحمت باشد ؛ هرآينه بايد از حيث مبالغه شديدتر از رحيم بوده وبا اينوصف لازم است كه پس از رحيم آيد ونه پيش از آن ؛ چنانكه در زبان عرب گويند : « فلان عالم كثير العلم » وهرگز نگفتهاند : « كثير العلم عالم » . بنابراين ، بايد در بسملة چنين باشد كه اللّه الرّحيم الرّحمان وچنين نيست . در جواب اين نظريّه نيز بايد گفت كه ذكر رحيم پس از رحمان باعتبار تخصيص مؤمنان برحمت است ؛ پس از عموم كافر وفاجر ومؤمن ؛ پس خداوند تعالى برحمانيّت عامّهء خود بهمه اعمّ از كافر ومنافق وفاجر وفاسق وعاصى ومؤمن وتوّابين وغيره ، روزى وصحّت وأموري از اين قبيل ميرساند ؛ ولى برحمت اختصاصى يا رحيميّت ، فرمايد : « وَكانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً » ولذا هدايت ومغفرت أو بمؤمن وتائب تعلّق ميگيرد ونه بجميع خلايق . پس بايد رحمان كه صفت رحمت عامّه ميباشد در نخست نازل گردد ورحيم كه خاصّ مؤمنان است ، پس از رحمان واقع شود ونه جز اين . چهارم اينكه : ثعلب لفظ رحمان را عبراني وبا خاء معجمه ، يعنى رخمان دانسته ، صحيح نيست ، بدين دليل كه ورود چنين لفظي در عبرى وخاء بودن حاء آن ، قادح اين معنى نيست كه لفظ مزبور عربى نباشد ؛ زيرا بين دو لغت عبرى وعربى الفاظى متشابه وجود دارد ، كه با تبديل وتغيير حروف آنها ، از عبرى به عربى انتقال يافته است ، واز جملهء آنها خود لفظ عربى وعبرى است كه با تبديل حروف راء وباء آن ، عبرى مبدّل بعربي گرديده است . برخى هم بر اين عقيدهاند كه رحمان ورحيم هردو مشتقّ از رحمتند ، ليكن در دقايق معنى رحمت متفاوت ميباشند ؛ ولى امام محمّد غزالى گويد : رحمت رحماني خاصّ خداست ومقدور هيچ آفريدهاى نيست ؛ در صورتيكه رحمت رحيمى از بندگان خدا هم مقدور بوده وهركس داراى صفت تفضّل واحسان وأعانت محرومان باشد ، وبمظلومان يارى كند ، ميتوان أو را رحيم دانست ؛ وجمعى هم رحمان را كثير الكميّة وقليل الكيفيّه شناسند ؛ يعنى در دنيا بهمهچيز تعلّق دارد ؛ ولى در آخرت داراى كيفيّت