غلامحسين رضانژاد

23

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى

خوابگزارى يا تعبير بحضرت يوسف آمده كه هردو با كلمهء تأويل بيان شده است : « وَلِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ » و « كَذلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ » . محدّث لغوى ودانشمند بزرگ ، شيخ فخر الدّين طريحى در كتاب كبير خود « مجمع البحرين » در معنى تفسير آورده است كه اين كلمه در لغت يعنى كشف واظهار ومأخوذ از فسر است وفسر مقلوب سفر بوده و « يقال أسفرت المرأة عن وجهها ، إذا كشفته ، وأسفر الصّبح : إذا ظهر » بنابراين ، تفسير از فسر وفسر مقلوب سفر بهمان معنى است ودر اصطلاح ، تفسير بعلمى گويند كه در آن از كلام اللّه منزل از حيث اعجاز در بيان ومراد حضرت حقتعالى از آن سخن ميرود ، وامّا وصف قرآن به اعجاز منزل وانزال يافته براي اعجاز ، بلفظ خارج كردن بحث از حديث قدسي است كه همانند قرآن نيست ؛ وفرق بين تفسير وتأويل اينستكه تفسير يعنى كشف مراد از لفظ مشكل وتأويل عبارت از ردّ يكى از چند معنى محتمل بدانچه با ظاهر كلام تطبيق دارد ؛ وفسر از باب ضرب بيان چيزيست ، وفسّرت الشيئى ، بيّنته وأوضحته وتشديد آن از باب مبالغه آمده واستفسار نيز عبارت از طلب تفسير لفظ وكلام است . محمّد بن عبد الكريم شهرستانى در تفسير خود بر قرآن حكيم موسوم به « مفاتيح الأسرار ومصابيح الأبرار » « 1 » در معنى تفسير وتأويل آورده است كه : تفسير مبتنى بر دو امر بوده ، يكى آنچه لفظ از حيث لغت بر آن دلالت دارد ؛ ومراد از حيث لغت نيز معنى شايع در أهل لغت ميباشد ، وديگرى خبر واثريكه از راه سمع وارد است ، مانند لفظي كه در چند معنى مشترك بوده وجهت ترجيح يكى از آنها با سمع مدلّل ميگردد ، ولفظ ، محتمل در ميان چند معنى است كه ميتوان بنصّى حمل يكى از آنها را بر لفظ مزبور ايجاب كرد ، وبسا كه لفظي عامّ باشد وبا سمع در معنى خاصّى بكار رود ؛ پس صرف معنى لفظي را بايد بوسيلهء سمع معيّن كرد وتصرّف در آن با رأى وقياس ممكن نيست ؛ وامّا تأويل در لغت از أول بوده وبمعنى رجوع ميباشد ، چنانكه گويند : « آل الشّيئى يؤول ، إذا رجع ، وهو تفسير ما يؤول إليه الشّيئى » بنابراين ، تفسير اعمّ از تأويل بوده وتأويل أخصّ از آنست ؛ يعنى هر تأويلى تفسير بوده ، ولى هر تفسيري تأويل نيست ؛ و

--> ( 1 ) - مجلّد اوّل ، تحقيق وتعليق از دكتر محمّد على آذرشب ، نشر ميراث مكتوب ، سال 1376 شمسي .