غلامحسين رضانژاد
13
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى
اين تعريف نيز پرداختهء فكر ونظر اين مؤلّف است ودر هيچ كتابي تاكنون بدين لفظ ومعنى بشناساندن علم تأويل سعى ومبادرت نشده ودر حقيقت ايندو تعريف - تفسير وتأويل - ساخته وپرداختهء اين مؤلّف ميباشد . بارى ، مراد از تعريف هر علمي قبل از فراگيرى آن ، اينستكه طالب وخواهان علم بداند كه بر وجه مشخّص بدنبال چه علمي ميرود ؛ زيرا طلب مجهول مطلق محال بوده واز جهالت مطلق است ، وبهمين دليل بايد خواهان ؛ به امر مورد طلب وخواسته ، اگرچه بعلم اجمالي هم باشد ، دانا بوده وبعد از شناخت علم ، در مقام طلب آن اقدام كند ، تا از كوشش خود براي تحصيل آن علم بهرهور گردد ، وبدين ملاحظه بايد بتعريف علم مطلوب پردازد ، تا با اطمينان خاطر عمر خود را در كسب وتحصيل آن بگذارند ودغدغهء خاطري بدو راه نيابد . مقولهء دوّم ، موضوع علم تفسير : چون علوم متعدّدند وموضوع هر علمي خاصّ همان علم بوده وغير از ديگرى است ؛ بنابراين ، هر علمي را موضوعي جدا از علم ديگر ميباشد ومتعلّم وطالب يا مؤلّف بايد موضوع علم مورد طلب وتحقيق خود را بداند ، تا بنحو تمايز وبطور مشخّص در تعلّم آن بكوشد ودر راه إعداد مقدّمات وتهيّهء وسائل تأليف در علم مطلوب خود موفّق آيد ، وداعى وغرض خود را در جهت اكتساب آن بكار گيرد ، تا خلط موضوعات علوم سبب عدم توفيق أو نگردد . بهمين مناسبت ، مفسّر نيز بايد موضوع علم تفسير را بطور دقيق وعميق بداند ؛ تا داعى وغرض أو در امر ياد شده به تباهى نگرايد ؛ ولذا بايد دانست : موضوع علم تفسير عبارتست از كلمات وآيات وسور كلام اللّه وكتاب منزل الهى برسول خود ، محمّد بن عبد اللّه ( ص ) از حيث فهم مراد وادراك وشناخت معنى ومفهوم موردنظر حضرت حقتعالى ؛ اعمّ از أصول اعتقادي يا اخلاقى ويا كاربرد شرعي وفرعى دنيوي وأخروي . مقولهء سوّم ، غرض از علم تفسير : هر مؤلّف وطالب علمي ، هرگز حاضر نيست براي امرى بيهوده يا موردى عبث اقدام بتحقيق وتأليف كند ؛ ولذا ناگزير بگاه شروع بتعلّم يا تأليف كتابي ، غرض يا فايدهء كار خود را منظور داشته ونخست غرض از تعلّم يا تأليف وفايدهء آنرا در تصوّر آورده وبتصديق ميرساند ، آنگاه با پيدايش شوق لازم وانگيزهء طلب ، بفراگيرى يا تحقيق در علم مورد طلب خود ميپردازد . بنابراين ، با توجّه بمقدّمهء مزبور ، غرض وفايدهء علم تفسير ، آگاهى وشناخت معارف حقّه ومسائل شريعت و