الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )

94

علل الشرايع ( فارسي )

خداى متعال فرمود : وابگذار إبراهيم را كه دوست ميدارد زنده بماند و مرا عبادت نمايد ، تا آنكه روزى آن حضرت مرد بسيار پيرى را ديد كه از ( شدت و ناتوانى ) پيرى آنچه را كه در دهان ميگذارد نميتوانست نگاه بدارد و از دهانش مىافتاد ( با خود گفت اگر من هم بمانم و زياد پير شوم به اين درد مبتلا خواهم شد ) پس از زنده بودن خاطرش آزرده گرديد و ميل به مردن پيدا كرد ، تا آنكه به خانه خود آمد ، و هنگام ورود به خانه مشاهده نمود شخصى را به نيكوترين صورت كه هرگز مانند او را نديده بود ، پرسيد : كيستى ، گفت ملك الموت ، فرمود : سبحان الله كيست كه قرب ترا نخواهد و مايل به زيارت و ملاقات تو نباشد و حال آنكه به اين صورت نيكو هستى ، ملك الموت عرضكرد : اى خليل الرحمن همانا خداى تعالى هر گاه اراده فرمايد و بخواهد خيرى را براى بندهء ( صالح ) خود با اين صورت نيكو مرا بنزد او خواهد فرستاد ، و هر گاه به بنده اى بدى خواهد ( بسبب گناه بسيارش ) مرا به غير اين صورت ( و به طرز وحشتناكى ) خواهد فرستاد . و حضرتش را در شام قبض روح نمود ، و حضرت اسماعيل بعد از رحلت آن حضرت وفات يافت در سن صد و سى سالگى و در حجر خود كنار قبر مادرش هاجر دفن گرديد 2 - حديث كردند ما را . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود : ساره به حضرت ابراهيم عرضكرد : اى ابراهيم پيرشده اى و ( داراى فرزند نيستى ) اگر از خدا طلب ميكردى فرزندى را كه ديدگان ما به او روشن ميشد بسيار خوب ميبود و يقينا درخواست تو پذيرفته است چون خداوند تو را خليل خود گردانيده و دعاى تو را مستجاب مينمايد . آن حضرت از خداوند درخواست پسر دانائى را نمود كه به او عنايت فرمايد « 1 » .

--> « 1 » در روائح النسمات فرمايد : بدان كه حقيقت بندگى دعا كردن و از خدا خواستن يعنى اظهار ذلت و حاجت پيش خدا بردنست و اگر بنده دعا نكند و از در ذلت و مسكنت بدرگاه خداوند متعال برنيايد خدا به او اعتنا نخواهد كرد چنان كه فرموده : * ( قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ ( اى رسول ما بامت خود بگو كه اگر - ناله و زارى و توبه و - دعاى شما نبود خدا بشما چه توجه و اعتنائى داشت ) و درخواست از غير خدا از جمله كبائر شمرده شده و تقريبا در حد شركست چنان كه فرموده‌اند : إن كل ذنب يرتكبها المؤمن لعل اللَّه يغفر له إلا السؤال عن الخلق فلا يغفر له أبدا ، هر گناهى را كه مرتكب شود مؤمن اميد هست كه خدا بيامرزد آن را مگر سؤال از مردم كه آمرزيده نخواهد شد ، خلاصه احاديث بسيار در مذمت سؤال از خلق از معادن وحى و تنزيل رسيده ، و سؤال از خداوند متعال ممدوح بوده به تصريح آيات قرآنيه و أخبار متواتره بيشمار بلكه امر شده چنان كه فرموده : * ( ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ) * ، و فرموده‌اند عاجزترين مردم كسى است كه از دعا كردن عاجز باشد ، و از جمله مسلمات و محققاتى كه هيچ گونه ترديدى و شبههء در آن نيست آنست كه جميع آنچه در عالم صورت وجود پيدا كرده و مىكند از گذشته و آينده و از كلى و جزئى از ازل تا أبد و در علم خدا گذشته بدون أسباب و وسايط صورت نگرفته و نگيرد و پيدايش آنها منوط بعلل و اسباب مرتبطه منظمه در عالمست . چنان كه خداى تعالى ميفرمايد : * ( وَآتَيْناه مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً ) * ، نهايت اينست كه اسباب هر چيزى بمقتضاى آن چيز است ، و روايت فوق كه مشعر بر اينست كه ساره به آن حضرت عرضكرد دعا كنيد : در أثر تعليمات قبلى آن حضرت بوده كه به او سفارش ميفرموده : همه چيز را بايد از خدا بخواهى .