الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )
7
علل الشرايع ( فارسي )
رطوبتدار ) است و ما وراء ثرى را كسى جز خداوند نميداند ( و علم علما و دانشمندان هر زمانى در كشف حقيقت آن ناقص و گمراهست ) « 1 » .
--> « 1 » روايت فوق از متشابهات اخبار است و بحقيقت و مراد آن من نتوانستم پى ببرم جز آنكه بگويم كه احتمال اين ميرود فرمايش آن حضرت در باره زراعت و فلاحت باشد زيرا تمام شئون زندگى مردم در هر زمانى وابسته بزراعت است و زراعت و محصول وابسته بمرد داناى محكم رأى و تدبير و زمين و آب و باد است ، و سالم بدست آمدن محصول را كسى جز خدا نميداند ، و كيف كان بايد سكوت كرد زيرا . در بحار از خصال شيخ صدوق نقل مينمايد از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كه فرموده : هر وقت حديثى از ما شنيديد و معنى آن را نتوانستيد بفهميد و درك كنيد آن حديث را به حال خود وابگذاريد تا زمانى كه بمرور زمان بر شما معنى آن كشف شود و معلوم و واضح گردد . و از احتجاج طبرسى نقل مىكند كه حضرت صادق عليه السّلام در جواب سؤال مردى طبيعى مسلك و مذهب فرموده : و ليس تحت الريح العقيم الا الهواء و الظلمات و لا وراء ذلك سعة و لا ضيق و لا شىء يتوهم ، يعنى پشت سر باد عقيم چيزى نيست مگر هوا و تاريكى و پشت سر آنها هيچ وسعت و تنگى و چيزى كه در وهم و خيال آيد نيست و در موضوع پيدايش زمين اختلافست ، بعضى گويند : از ذرات كوچك فضائى تشكيل يافته كه بمرور زمان به يكديگر چسبيدهاند و به اين شكل كنونى درآمده ، و بعضى گويند : جسم ملتهبى بوده كه از خورشيد جدا شده و بتدريج از سرعت حركت و گرمى افتاده و بدين شكل كه مشاهده مىشود درآمده ، و بعضى از ماديون ميگويند كه عالم در اثر تصادف پيدا شده با اينكه چنين تصادفى محال و غير ممكن است ، و عقايد ديگر ، و ليكن ميتوان گفت كه اين گونه عقايد بحدس و تخمين و فرضيه نزديكتر است تا حقيقت ، و ما كه مسلمان و معتقد و پيرو قرآن و بيانات شريفهء كافيه خاندان نبوت ميباشيم بايد ببينيم آنها چه فرمودهاند زيرا آنچه كه مسلم است و در صحت آن نميتوان و نميشود شك و ترديد نمود بيانات ايشانست ، و در عين حال علم امروزه و كشفيات كنونى را انكار نداريم تا آنجا كه مخالف دين و قرآن و روايات و اخبار صحيحه نباشد ، و ميتوان گفت عقايد امروزه بيشتر از گفتهها و عقايد سابقين با قرآن و فرمايشات ائمه عليهم السّلام مطابقت دارد ، و اين خود يكنوع اعجاز است كه از آن بزرگواران سر زده است كه آنچه دانشمندان امروز بعد از هزار و سيصد و هشتاد و يك سال با اختراع اسبابها و دوربينها و تلسكوبها و ذره بينها و امتحانات و تجربيات و صرف كردن ميلياردها وجوه و صرف وقت و كمكهاى فكرى به يكديگر كشف كردهاند و از بسيار اندكى پى بردهاند قرآن مجيد ما بما گوشزد نموده و پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و ائمه ما عليهم السّلام كه در جزيرة العرب كه به هيچ وجه وسائل امروزه فراهم نبوده نشو و نما كردهاند بدون اسباب و در دست داشتن اين آلات مخترعه حقايق را بطريق وحى دانسته و آنقدر كه در خور فهم بشر آن روز و امروز بوده از پيش خبر دادهاند و فرمودهاند كه : زمين در مرحلهء اول كفى بود روى آب كه در اثر امواج و باد شديد بارادهء خداوند جمع شده بود و سپس بامر خدا منجمد و بسته گرديد و به شكل قطعه زمين كوچكى درآمد در جايى كه فعلا خانه كعبه است و بعد از زير خانه كعبه پهن شد و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در خطبه اشباح اشاره بدين مطلب ميفرمايد و روزى كه زمين پهن شد دحو الارض ناميدند كه مطابق با روز 25 ذو القعده بوده چنان كه در تمام كتب ادعيه متذكر اين مطلب هستند ، و قرآن پهن شدن زمين را بالصراحة بيان مينمايد و ميفرمايد : * ( الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِراشاً ) * ، آن خدائى كه براى شما زمين را گسترد و مانند فرش پهن نمود ، و ميفرمايد ، * ( وَالأَرْضَ مَدَدْناها وَأَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ ) * ، زمين را ما بگسترديم و در آن كوههاى بزرگ و محكم نهاديم ، و در بحار ( 11 - ج ) نقل مينمايد حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرموده : جهت آنكه مكه را مكه ناميدند براى اين بود ( لان اللَّه مك الارض من تحتها ) خداوند كشيد زمين را از مكه و پهن فرمود آن را . و كيف كان اين بحث بسيار دامنه دار است و * ( كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ ) * ، هر دسته اى بفكر و دليل و برهان و عقيدهء خود خوشحال و دلخوش هستند ، و بطورى كه ميگويند زمين كروى شكل و تقريبا شلجمى است كه در دو قطب كمى فرورفتگى و در استوا برآمدگى دارد ، و كروى بودن زمين را با دلايلى چند ثابت نمودهاند از جمله اگر در بيابانى بايستيم و به اطراف خود نگاه كنيم حد فاصل زمين و آسمان را به صورت يك دائره مىبينيم كه آن را افق مينامند موقع گرفتن ماه ( خسوف ) سايه زمين به روى كرهء ماه شكل دايره دارد و زمين يكى از سيارات منظومهء شمسى است كه پيوسته در اين فضاى متناهى در حركت مىباشد و از خود نور و حرارت ندارد ، و چنان كه ميگويند داراى 14 حركت است از جمله حركت وضعى و يا دورانى كه در مدت 23 ساعت و 56 دقيقه و 49 ثانيه يك بار از مغرب بمشرق بدور محور خود گردش مىكند ، دوم حركت ساليانه يا انتقالى كه در مدت 365 شبانه روز و 6 ساعت و 9 دقيقه يك مرتبه بدور خورشيد كه هسته مركزى اوست در ضمن يك دائرهء بيضى ميگردد و سال شمسى از آن پديد مىآيد ، و بعضى گويند كه زمين داراى 12 حركت است ، و فوائد حركت وضعى : پيدايش شب و روز ، تعيين وقت ، حركت ظاهرى كرات ديگر نسبت به زمين ، اختلاف زمان در نقاط مختلفه آن ، مسكونى بودن تمام نقاط آن ( كه اگر حركت وضعى زمين اجرا نميشد نصف كره هميشه تاريك ميبود ) تغيير جهت بادها ، اختلاف اعمال كربنگيرى و تنفسى نباتات در روز و شب : فوائد حركت انتقالى : تفاوت حرارت محيط نيم كره شمالى و جنوبى در فصول مختلفه ، تفاوت ساعات شب و روز در فصول زمستان و تابستان ، نزول باران و غيره كه هر يك همراه فوائد كثيرى است ، و سرعت حركت وضعى باعث توليد حوزهء مغناطيس در قطبين زمين شده و طى طيران خود تركيبات آهنى منتشره در فضا را كه كرات ديگر هنگام عبور بجا گذاردهاند جذب مينمايد چنان كه اكثريت دانشمندان منظرهء صبح كاذب را نتيجهء وجود تركيبات آهنى در فضا بخصوص نزديك قطب شمال ميدانند ، و شايد اشاره بنزول و مجذوب آهن به زمين باشد آيهء شريفه : * ( وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيه بَأْسٌ شَدِيدٌ ) * . ، ما فرو فرستاديم ( و ميفرستيم ) آهن را ( به زمين ) كه در آن فوائد و نتايج بيشمار است و بطورى كه دانشمندان امروز ميگويند حركت زمين بدور خورشيد در هر ثانيه 29 كيلومتر و نيم است ، و سالها پيش از اسلام و پس از اسلام معتقد بودند كه زمين ساكن و ثابت است و خورشيد بدور زمين در گردش است تا آنكه يكنفر پروفسورى دم از حركت زمين زد عوض تحقيق در مطلب او را 6 سال كشيشان مسيحى زندانى كردند و آخر الامر مسمومش نمودند تا آنكه ديگران پس از او دنبال تحقيقات او را گرفتند و بوسيله اختراع آلات مخصوص بمرور حركت وضعى و انتقالى زمين و سرعت سير و ساير حالات آن را ثابت نمودند بالاخره دانشمندان جهان پس از بررسيهاى كامل و بيشتر علمى مدلل و مبرهن نمودند كه از تعارض جاذبهها و دافعهها حركات متعددهء ديگرى هم عارض زمين مىشود كه سنگينى و فرورفتگى كوهها در زمين باعث نگاهدارى و تعادل حركت زمين ميباشند . اكنون نظرى به قرآن و بيانات اهل بيت رسالت كنيم همچنان كه از پيش اشاره شد يكى از معجزات قرآن اينست كه در هر زمانى از آيات شريفه مطالبى بدست مىآيد كه منطبق با كشفيات جديد آن زمان مىباشد مثلا كوشش كردند و فهميدند كه تمام موجودات متحركند ، و قرآن پيش از همه تمام موجودات را متحرك اعلام نمود ، و در سورهء ( يس ) پس از ذكر زمين و شمس و قمر و مدار نجومى و كهكشان ( از مفهوم آيات ) ميفرمايد : * ( وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ) * ، همهء نامبردگان در آيات قبل در مدار خود حركت و شناورى ميكنند و اين مطلب از اين معلوم مىشود كه لفظ كل را بطور نكره آورده و متعلق آن را حذف نموده و اسقاط متعلق افادهء عموم مىكند . و در موضوع حركت زمين در سورهء طه ميفرمايد : * ( الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ مَهْداً ) * . آن خدائى كه قرار داد براى شما زمين را گهواره ، كه در اين آيه زمين را بگهواره تشبيه فرموده پس براى فهم خصوصيات زمين بايد اوصاف گهواره را در نظر گرفت ، گهواره اولا داراى حركت است و اگر نتواند حركت كند لغت مهد بر آن صدق نميكند پس زمين هم داراى حركت مىباشد ، ثانيا مسير حركت آن بطور منحنى است على هذا فهميده مىشود كه زمين نيز حركتش منحنى است چنان كه گفته شد حركت زمين بدور خورشيد به صورت بيضى است ، با در نظر گرفتن مراتب فوق ميتوان گفت بهتر از كلمهء ( مهد ) تشبيهى نميتوان پيدا كرد كه از هر حيث و جهت موافق اوصاف زمين باشد ، آرى قرآن ميلياردها حقايق را با بيانى كه امروز تا حدى بهتر درك مىشود در آيات متعدد اعلام فرموده ، و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در بارهء حركت زمين در يكى از بيانات خود ( در نهج البلاغه ) فرموده : و عدل حركاتها بالراسيات من جلاميدها ، خداوند حركات زمين را بواسطهء كوههاى محكم كه از جنس سنگ است تعديل نمود ، اگر خوف اطالهء مطلب نبود مطالب فوق را مفصلتر از اين مينوشتم ليكن ان شاء اللَّه اگر موفق شدم در چاپ دوم اين كتاب جبران خواهم كرد ، اين بود شمه اى از آيات قرآن و گوشه اى از بيانات خاندان نبوت و اينجا است كه بايد سر تعظيم و تكريم در پيشگاه آنان فرود آورد و با كمال صراحت اقرار و اذعان و اعتراف كرد كه فهم چنين مسائل علمى در اوائل اسلام با نبودن آلات و ادوات امروزه ميسر نيست جز استفاده از دستگاه دهندهء وحى و گيرندهء نبوت و وصايت ، و كليه سطح زمين طبق مساحت تقريبى بالغ بر پانصد و ده مليون كيلومتر مربع است كه 134 مليون كيلومتر مربع آن خشكى و بقيه آبست ، و فاصلهء زمين از خورشيد معتقدند كه تقريبا 150 مليون كيلومتر است و بفصول سال فاصله كم و زياد مىشود ، و حرارت خورشيد در حدود هفت هزار درجه است و نور آن در هشت دقيقه 13 ثانيه به زمين ميرسد ، و سه چهارم جرم خورشيد سوخته شده و يك چهارم ديگر آن باقى است كه اگر اين نيم سوخته شود قيامت به پا مىشود : و قرآن : ميفرمايد * ( إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ بيايد زمانى كه تمام جرم خورشيد سوخته و كدر و تاريك شود ، در آن هنگام است كه قيامت به پا خواهد شد و دانشمندان امروز عقيده دارند كه كرهء زمين رو بويرانى و فرسودگى نهاده و لا ينقطع ذرات و اجزاء آن از اطراف او جدا مىشود و در فضا پراكنده ميگردد ، و تأييد مىكند اين عقيده را آيهء چهلم سوره رعد كه ميفرمايد : * ( أَ وَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها ) * ، و آيه 44 سوره انبياء كه ميفرمايد : * ( أَ فَلا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها ) * ، آيا مردم نميبينند كه ما زمين را ناقص ميكنيم و از اطراف آن ميكاهيم . و اطراف كره زمين را هوا فرا گرفته كه قريب 79 درصد ازت و 21 درصد اكسيژن مىباشد و ضخامت آن هوا را متجاوز از صد كيلومتر تخمين زدهاند ، و نيز مقدارى بخار آب و گاز انيدريد كربنيك كه از تنفس موجودات زنده حاصل مىشود در آن موجود است ، و بسيارى از دانشمندان متأخرين ميگويند : هوا پر است از ماده اتر ، و ايجاد نور در چشم در نتيجه برخورد اين ماده است با عصب چشم . و در جنة العالية از خصال نقل مينمايد از حضرت باقر عليه السّلام كه فرموده : چون حق تعالى فانى ميگرداند اين خلق و اين عالم را و ساكن گرداند اهل بهشت را در بهشت و اهل جهنم را در جهنم ، خلق مىكند عالمى را غير از اين عالم ، و خلق تازهء ايجاد مىكند از غير جنس بشر كه او را بيگانگى پرستش كنند و از براى ايشان خلق مىكند زمينى را غير از اين زمين و آسمانى را غير از اين آسمان ، و شايد گمان كنى كه خدا همين يك عالم را آفريده است و خلقى به غير از شما نيافريده بلكه به خدا قسم كه حق تعالى هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفريده است ، و شبيه همين روايت در بحار نقل مينمايد از حضرت صادق عليه السّلام جز آنكه آن حضرت در خاتمه حديث فرموده : حتما نميگويم كه خدا بعد از اين زمين زمين ديگرى خواهد آفريد .