الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )

68

علل الشرايع ( فارسي )

راء و سكون هاء - كرمانى ) است كه در كتاب خود نوشته است ، و من آن كتاب را نديده‌ام و چون اين بحث و مناظره علمى بود و براى عموم فائده نداشت و ممكن بود كه عكس نتيجه دهد از اين جهت صرف نظر از ترجمه شد ، و آنچه را كه مؤلف و مترجم اين كتاب - معتقدند آنست كه : جميع انبياء و ائمه عليهم السّلام على التحقيق از تمام ملائكه افضل و مقام شريفشان شامختر و برتر است چنان كه از حديث باب و احاديث باب و صدر حديث باب ( 147 ) همين كتاب اين مطلب كاملا معلوم و واضح مىشود باب نوزدهم علت آنكه حضرت ادريس ( ع ) را ادريس ناميدند 1 - خبر داد ما را . . . از وهب بن منبه كه حضرت ادريس مردى بود بلند قد و فربه و سينه پهن و موهاى بدنش اندك و موى ( اطراف ) سرش بسيار و يكى از گوشهايش ( كمى ) بزرگتر از گوش ديگرش بود ، و ( بسيار باهوش و فراست بود و سرعت انتقال داشت و ) مطالب را با دقت كامل فكر ميكرد ، و ( آنقدر باادب و باوقار بود كه ) آهسته سخن ميگفت و در راه رفتن قدمها را كوتاه برميداشت ، و آن حضرت را براى اين جهت ادريس ناميدند كه : احكام الهى ( را از حلال و حرام بمردم ياد ميداد ) و سنتهاى اسلام را بسيار درس ميداد و در ميان ( خويشان و ) قوم خود زندگى ميكرد و توجه مردم را بكرات آسمانى و زمين و منظومه شمسى جلب مينمود و ميفرمود ( اى مردم ) اين آسمانها و زمينها و اين خلق بسيار و خورشيد و ماه و ستارگان و ابرها و باران و ساير مخلوقات خداى مدبرى هست كه بقدرت كامله خود آنها را در مدار خود قرار داده ، پس چگونه ما توجه به اين خداى مدبر نبايد بنمائيم و ( حال آنكه ) ما بايد او را عبادت كنيم بطورى كه حق عبادتش ادا شود ، و طايفه اى از ( بزرگان عقل و هوش ) قوم خود را به منزل خود دعوت نمود و ايشان را آنقدر موعظه و نصيحت كرد و دعوت بتوحيد و خداشناسى نمود و ايشان را بصفات الهى