الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )

61

علل الشرايع ( فارسي )

كه معالم ( و احكام ) دين مرا به او تعليم نمائى ، آدم عرضكرد : قبول كردم اگر تو همين را بخواهى . حق سبحانه وحى فرمود : من همين را ميخواهم و او را به تو تزويج نمودم ، بسوى خود دعوتش كن . آدم بحوا گفت بيا نزد من ، حوا ( بالهام الهى ) در جواب گفت تو بايد بيائى نزد من زيرا در خواستگارى تو پيش قدم شدى . خداوند امر فرمود بآدم كه تو برو پيش حوا ، آدم بامر خداوند برخاست و به طرف حوا رفت و براى همين جهت است كه بايد مردان براى خواستگارى بسوى زنان بردند و اينست قصه آدم و حوا ( و هر كه غير اين بگويد بر باطلست و بر خلاف حقيقت سخن گفته 3 - حديث كرد مرا پدرم از . . . زراره كه گفت پرسيدند از حضرت صادق عليه السّلام كه چگونه بوده پيدايش نسل از فرزندان حضرت آدم ، زيرا بعضى از مردم ميگويند به حضرت آدم وحى رسيد كه دختران خود را به پسران خود تزويج نمايد ، و ميگويند : اصل و ريشه تمامى مردم از آن برادرها و خواهرانست ، فرمود : حقتعالى منزه و برتر از اينست كه گوينده اى در باره حضرتش چنين بگويد ، آيا انبياء و رسل و مؤمنين و مؤمنات و مسلمين و مسلمات را از حرام آفريده و قدرت نداشته آنها را از طريق حلال بيافريند و با اينكه از خود اين مردم عهد و پيمان بر حلال و پاك و پاكيزگى گرفته است ( كه جز از حلال نخورند و نپوشند و متوجه نسلشان باشند كه از مجراى غير شرعى متولد نشوند ) . به خدا قسم خبر دادند مرا كه بعضى از حيوانات را ( مانند اسب و الاغ ) بطورى كه نشناسد بخواهرش جهانيدند و چون آن حيوان از مقاربت فراغت يافت و خواهرش را بشناخت آلت خود را با دندان گرفته و آنقدر كشيده تا اينكه قطع گرديده و مرده و نيز حيوان ديگرى با مادرش مباشرت و جماع نموده و بعد از شناختن همان كار را