الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )

52

علل الشرايع ( فارسي )

و هميشه در آن عالمى كه داشتند در حال شرافت و علو مرتبه خود ميبودند از خالق و معبود خود غافل ميشدند و ) شوق پيدا ميكردند و مايل ميگرديدند بادعاى خدائى نمودن بدين علت و سبب ايشان را جاى داد بقدرت كامله و حكمت بالغه خود در بدنهائى كه مقدر نموده بود در ابتداى تقدير به جهت لطف و رحمتى كه نسبت به آنها داشت ، و محتاج گردانيد بعضى از آنها را ببعضى ديگر ، و بعضى را ( در دنيا ) بر بعضى برترى داد ، و درجات بعضى را ( نسبت بعبادت و بندگى ايشان در آخرت ) بر بعضى بالاترى داد ، و كفايت امور بعضى را بدست بعضى ديگر سپرد « 1 » و پيغمبران را ( كه از جنس خود

--> « 1 » تأييد بيان آن حضرت آيه - 31 - سوره زخرفست كه ميفرمايد : * ( نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَرَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ ) * ، ما معاش و روزى مردم را در دنيا تقسيم كرده‌ايم ، و بعضى را بر بعضى ( بمال و جاه دنيوى ) برترى داديم به جهت آنكه تا آنها ( بثروت خود ) بعضى را مسخر خدمت كنند و به كار وادارند ( تا اصلاح امور زندگى و معاش ايشان شود و سبب قوام و نظام عالم گردد ) زيرا اگر همه مردم از نظر فقر و ثروت يكسان ميبودند موجب فساد و هلاك آنان ميشد . * ( وَلَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَمَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ ) * ، و اگر تمامى مردم كافر ( و از خدا غافل و بوساوس شيطانى گرفتار ) نميشدند براى كسانى كه ايمان ندارند ( و نماز نميخوانند و عبادات واجبه ديگر را انجام نميدهند ) آنقدر اموال دنيائى به آنها ميداديم كه سقف اطاقهاى خود را با نقره بسازند و خانه‌هاى خود را چندين طبقه و كاخهاى چندين اشكوبه و مجلل بسازند كه براى رفتن بطبقات فوقانى خانه‌هاى خود احتياج به نردبانها ( و اسباب ديگر ) داشته باشند . * ( وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَسُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ ) * ، و منزلهايشان را ( از بزرگى و وسعت ) درهاى متعدد و تختها ( و مبل و ميز و صندليها ) ى بيشمار قرار ميداديم ( چون دنيا در پيشگاه ما به قدر بال مگسى ارزش ندارد ) و آيات اشاره است بثروتمندان كه بايد براى مردم كار و شغل ايجاد كنند ، و هم جوابست براى كسانى كه ميگويند نمازخوانها كجا را گرفته‌اند ، و جوابست براى بعضى از نمازگزاران كه ميگويند ، ما با اينكه نماز ميخوانيم چيزى نداريم و آنهائى كه كافر و فاسق و مشركند و نماز نميخوانند همه گونه وسائل راحتى در دسترس دارند ، و فكر نميكنند آن ثروتى را كه در نظر دارند جز وزر و بدبختى و گرفتارى چيز ديگرى نيست ، و آن ثروتى نيكو است و سبب عزت و راحتى دنيا و آخرتست كه از مجراى كسب حلال بدست بيايد و حقوق واجبه آن از قبيل خمس آل محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله و سهم مبارك امام عليه السّلام ادا گردد و بيانى در ذيل ( ص - 43 ) گذشت كه مناسب با مقامست مراجعه شود