الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )
39
علل الشرايع ( فارسي )
اثرى از بدن ما باقى نميماند و تا أبد فانى خواهيم بود ) . آن حضرت فرمود : ساكت باش ( چنين نيست ) اى پسر برادر « 1 » بلكه
--> « 1 » علت آنكه آن حضرت آن مرد را پسر برادر خطاب نموده ممكنست براى تلطف و مهربانى بوده چون رويه أئمه عليهم السّلام چنين بوده ، و شايد براى آن بوده كه او را متوجه باهميت مطلب نمايد ، و شايد هم يكى از وابستگان حضرت بوده : و گويا در معاد و حشر و بهشت و جهنم شك و ترديد داشته همانند بسيارى از مردم ديروز و امروز كه چنين شك و ترديد را داشته و دارند چنان كه ابى بن خلف استخوان پوسيده اى را خدمت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آورد و عرضكرد ، ما كه همانند اين استخوان پوسيده و متلاشى ميشويم آيا دو مرتبه زنده خواهيم شد ، در اين موقع آيه شريفه نازل گرديد ( اى پيغمبر ) بگو زنده ميگرداند آن خدائى كه در اولين مرتبه او را خلق كرده ( يس 78 ) و مردى دهرى و طبيعى مذهب به حضرت صادق عليه السّلام عرضكرد : چگونه زنده مىشود بدنى كه پوسيده و متلاشى شده و گاه هر قطعه از آن در مكانى و يا لابلاى ديوارها باشد ، فرمود : خدائى كه قدرت داشته و از عدم صرف همه چيز را خلق فرموده همان خدا قدرت دارد كه مجددا خلق فرمايد بدنهاى پوسيده و متلاشى شده را ، و تأييد اين بيان را مينمايد آيه شريفه ( 16 ) سوره قاف كه ميفرمايد : مگر ما موقعى كه مردم را در مرتبه اول خلق كرديم خسته و وامانده شديم و عاجز گرديديم كه ديگر نتوانيم آنها را براى مرتبه دوم خلق نمائيم ، و در سوره روم ( 26 ) ميفرمايد : خلقت دوباره آسانتر است از خلقت اوليه ، زيرا خلقت اوليه از عدم صرف بود و خلقت ثانوى ماده وجود دارد كه از آن خلق شوند و در تحقيقات علمى امروز ثابت شده كه هرگز ماده معدوم و نابود نميشود و فناى مطلق در دنيا وجود ندارد و اين فنائى را كه مىبينيم تغيير شكل و صورتست كه عارض ماده ميگردد مانند شمع كه ميسوزد و دود شده و به طرف بالا ميرود و ما گمان ميكنيم كه به كلى شمع سوخته و نابود گشته با اينكه چنين نيست زيرا در فضا ذرات آن با وضع و شكل و صورت ديگرى موجود و محفوظ است ، گر چه تغيير شكل و صورت داده ليكن تغيير ماهيت نداده طبق قانون اصل بقاء و اين اصلى است كه علم كاملا آن را تأييد مىكند بنا بر اين مرگ هم جز تغيير شكل و صورت چيز ديگرى نيست . و علامه مجلسى در بحار ( 7 - 43 ) از فروع كافى ( 1 - 69 ) از حضرت صادق ع نقل مينمايد كه در جواب سائلى فرموده : مىپوسد جسد ميت ( مگر جسد پيغمبر و امام و علماى دينى ) بطورى كه گوشت و استخوان باقى نميماند مگر ( ماده و ) طينتى كه از آن خلق شده كه آن به حال خود باقى خواهد ماند تا مرتبه دوم خلق شود همانند خلقت اوليه او . و مرد ديگرى به آن حضرت عرضه داشته اگر على التحقيق محشر و معادى هست حد اقل بايد هر صد سال يكنفر زنده شود و مردم را خبر دهد از قضاياى محشر تا مردم به شك و ترديد نباشند ، فرمود : هر كه چنين معتقد باشد و اين گونه سخنان را بگويد تكذيب نموده خدا را زيرا در قرآن كما هو حقه بيان فرموده ( مثل - * ( وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها ) * ، بدون شك قيامت و محشر خواهد آمد ) و تكذيب نموده تمامى پيغمبران و اوصياء ايشان را چون آنان خبر دادهاند كه محشر و قيامت هست ، و گذشته از اين مگر اصحاب كهف بعد از سيصد و نه سال زنده نشدند و عزيز پيغمبر زنده نشد و آن افرادى كه با حضرت موسى بكوه طور رفتند مگر نمردند و زنده نشدند . و بحثى است مفصل در موضوع آكل و مأكول و اهل ادب مىتوانند به جلد ( 7 - 23 - 360 ) بحار مراجعه فرمايند . و ترديدى نيست كه معاد جسمانيست و اگر خوف اطاله كلام نبود تمام آيات و روايات مربوطه به اين بحث را نقل مينمودم ، بدين علت فقط به بيان علامه مجلسى در بحار ( 7 - 47 ) اكتفا مىشود كه ميفرمايد شكى نيست كه معاد جسمانيست و اين از جمله ضروريات دينست و هر كه منكر معاد جسمانى باشد از عداد مسلمين و از دائره اسلام خارج است ، و طرز زنده شدن مردگان را ( در 7 - 23 ) بحار از امالى شيخ صدوق و كتاب حسين بن سعيد نقل مينمايد كه حضرت صادق عليه السّلام فرموده : زمانى كه خداوند بخواهد مردم را زنده كند چهل روز باران مىبارد ( و برخورد با اسپرماتوزوئيد كه جرثومه حياتست ميكنند ) و بالنتيجه استخوانها و اعضا و جوارح جمع مىشود و گوشت روئيده و زنده ميگردد ، و معاد و حشر مخصوص انسان نيست بلكه حيوانات هم معاد و حشر دارند بمنطوقه : * ( وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ ) * ، روزى كه وحوش ( و طيور و حيوانات ديگر ) بعرصه قيامت محشور شوند . و در بحار ميفرمايد : جهت آنكه حيوانات بمحشر مىآيند براى قصاص است و شايد ان شاء اللَّه تا موقع چاپ جلد دوم اين كتاب اطلاعات بيشترى در اين زمينه بدست بيايد و به نظر خوانندگان برسد