الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )

37

علل الشرايع ( فارسي )

كه بندگانم انجام ميدهند « 1 » .

--> « 1 » عالم ذر را بعضى انكار نموده‌اند بواسطه بعضى از استبعادات و شبهات ، و ميگويند اگر عالم ذرى ميبود چرا ما ياد نداريم ، در جواب ايشان بايد گفت : اولا اين انكار اجتهاد مقابل نص است ، زيرا خداوند در قرآن عالم ذر را متذكر و ياد آورى فرموده ، و روايات و اخبار در موضوع عالم ذر و چگونگى آن از خاندان عصمت عليهم السّلام زياد است كه از حد تواتر گذشته ، ثانيا ، اگر بخاطر نداشتن شما دليل بر نبودن آنست پس شما عالم رحم را نيز ياد نداريد و نميدانيد كه در آنجا چگونه و در چه حالى بوديد ، آيا اين ياد نداشتن دليل بر نبودن عالم رحمست . و جهت آنكه ما عالم ذر را ياد نداريم آنست كه اگر به ياد داشتيم موجب فساد و اخلال نظم امور ميشد و نااطمينانى بين مردم پديد مىآمد ، چون خوبى و بدى مردم در آن موقع كاملا معلوم شده ، و يكى از علت ارسال رسل براى يادآورى عالم ذر است چنان كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در ضمن بيان خلقت آدم عليه السّلام ميفرمايد : غايت و نتيجه فرستادن انبياء و رسل آنست كه طلب كنند از مردم اداء آن چيزى را كه بر آن عهد و ميثاق از آنها گرفته شده و آن اقرار بربوبيت و اطاعت أوامر خداوند و عمل نمودن بدستورات پيغمبرانست ، و به ياد مردم بياورند نعمت فراموش شده الهى را و شبهه ديگر كه ميگويند : چگونه صلب حضرت آدم گنجايش اين همه ذريه را داشت ، جوابش اينست كه اولا آنها در نهايت كوچكى بودند ( كه اگر مجموع آن را كه باعث پيدايش بشر است از همه رنگها و نژادها كه متولد شده‌اند و خواهند شد در يك جا جمع كنند به اندازه ظرفيت يك انگشتانه نخواهد شد ) و ثانيا حضرت آدم هم همين تعجب را نمود كه سؤال كرد : خدايا چگونه گنجايش پيدا كرد اينها را صلب من ، خداوند فرمود : اى آدم لطف صنعت و نفوذ قدرت من اينها را در صلب تو گنجانيد . و نيز شكى نيست كه در موقع أخذ عهد و ميثاق از بنى آدم تمام آنها دارى نطق و بيان و شنيد و عقل و فهم و شعور و ادراك بوده‌اند چنان كه در كافى ( 2 - 12 ) از ابو بصير نقل مينمايد كه حضرت صادق عليه السّلام ميفرمود : موقع أخذ ميثاق خداوند ايشان را داراى فهم نمود تا پس از پرسش بتوانند جواب بگويند ، زيرا اگر اين چنين نبودند صحيح نبود از غير ذو العقول عهد و پيمان گرفتن ، و بعضى گويند كه أخذ ميثاق پيش از هبوط بوده و جمعى گويند بعد از هبوط بوده و آدم پشت كوه عرفات بخواب رفته بود كه قدرت خداوند أعقاب او را تا روز قيامت از صلب او بعرصه شهود آورد به صورت و هيئت ذر ( ذر چيزهائيست كه در نهايت كوچكى باشد مانند ذرات هوا كه در فضا پراكنده‌اند . ) و كيف كان : حكمت عالم ذر ظهور فضل و عدل الهى و تأسيس بنيان معرفت و خداشناسى است زيرا اگر عالم ذر و معرفت به خدا در آن عالم نبود كسى در دنيا خدا را نميشناخت ، و چون در دنيا فراموش نمودند آن عالم را خداوند انبياء و رسل را فرستاد كه مردم را متذكر سازند و نعمت فراموش شده را بيادشان بياورند و بتوسط آيات و علامات آنها را متنبه كنند به آن معرفت فطرى ، و شايد اشاره به همين موضوع باشد آيه : * ( وَلَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَه عَزْماً ) * ، كه مراد از آدم آدم نوعى باشد يعنى اولاد آدم چنان كه مفهوم روايت باب يازدهم همين كتاب همين است پس كسانى كه در دنيا زير بار رفتند و وفا بعهد كردند و انكار ننمودند و مطابق با فطرت خود و گفته انبياء عمل نمودند اولياء و دوستان خدا شدند و بمقامات عاليه رسيدند و فضل الهى شامل حال آنها گرديد ، و كسانى كه معاندت ورزيدند و بر خلاف فطرت خود رفتار كردند و انكار الوهيت و ربوبيت خدا را نمودند و گفته پيغمبران را رد كردند كافر و دشمنان خدا شدند .