الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )
33
علل الشرايع ( فارسي )
سبب اراده دارى بگرفتن عهد و پيمان از ايشان . خطاب رسيد : براى آنكه مرا عبادت كنند و شريكى براى من قائل نشوند و ايمان به پيغمبران من بياورند و پيروى و متابعت ايشان نمايند . آدم گفت : خدايا چگونه است كه بعضى از ذرارى من بزرگتر از بعضى ديگر هستند و بعضى نورانىتر از بعضى از ايشان ميباشند و بعضى كم نورند ، و بعضى هيچ نورى ندارند . خطاب رسيد : اين چنين خلق كردهام ايشان را تا هر يك از آنها را بسبب حالشان امتحان كنم در همه حالات . آدم گفت : خدايا مرا رخصت ميدهى سخن بگويم ( و سؤالى بنمايم ) . خطاب رسيد : سخن بگو كه روح ( ناطقهء ) تو از روح ( هاى خلق شده ) منست . گفت : خدايا اگر ايشان را خلق ميكردى بر يك شكل و اندازه و يك طبيعت و يك رنگ و يكعمر و يك روزى ( و ثروت ) البته بعضى از ايشان بر بعضى ديگر ظلم نميكردند و در ميان ايشان حسادت و دشمنى پيدا نميشد و در هيچ أمرى با يك ديگر اختلاف نمينمودند . حقتعالى فرمود : با روح برگزيدهء من ( كه در تو قرار دادهام ) سخن گفتى و و بضعف طبيعت خود به چيزى كه علم و دانش و اطلاع از آن ندارى سخن گفتى ، و منم خداى خالق عليم ، و بعلم خود خلقت ايشان را مختلف نمودم ، و بمشيت من جارى مىشود امر من در ميان ايشان ، و بازگشت همهء آنها بسوى تقدير و تدبير منست ، و تدبير و تبديل براى خلق من نيست ( كه امورات بتدبير و تبديل آنها انجام گردد ) . و جز اين نيست كه خلق نكردهام جن و انس را مگر براى اينكه ( فقط پرستش و ) عبادت مرا بنمايند ، و خلق نمودم بهشت را براى كسى كه مرا عبادت و اطاعت كند و پيروى پيغمبران من نمايد ، و خلق كردم جهنم را براى كسى كه به من كافر شود و معصيت و نافرمانى مرا كند و متابعت پيغمبران من نكند ، و پروائى ندارم ( از اينكه چنين شخصى معذب باشد ) .