الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )
31
علل الشرايع ( فارسي )
3 - حديث كردند ما را ، از محمّد بن زيد كه گفت شرفياب شدم خدمت حضرت رضا عليه السّلام براى آنكه از آن حضرت از توحيد و خداشناسى سؤال كنم ، چون خدمت حضرتش رسيدم و پرسيدم ، فرمود : حمد و ستايش براى آن خدائيست كه خلق و ايجاد فرموده است موجودات را بقدرت كامله و حكمت بالغه خود بدون آنكه براى موجودات خلق شده ماده و ( هستهء ) اصلى باشد كه از آن ماده مخلوقات را آفريده باشد تا بتوان قدرت و حكمتش را باطل دانست ( و بگوئيم قدرت و حكمت ندارد ) و خلق فرمود آنچه را خواست بهر قسم و كيفيت و نوعى كه ميخواست ، و موجودات را خلق نمود براى اظهار حكمت و ربوبيت خود ، و عقلها از ضبط حكمتش عاجزند و اوهام و خيالها بكنه حكمتش نميرسند و ديدههاى مخلوقات نميتوانند او را ببينند ( چون جسم نيست ) و به مقدار و اندازه نميتوان او را محدود و توصيف و تعريف كرد ( زيرا هر چه به مقدار و اندازه و محدود باشد جسمست و مكان لازم دارد و زمان در او تأثير مىكند و خدا جسم نيست كه مكان بخواهد و زمان هم در او تأثير نميكند چون زمان يكى از مخلوقات اوست و تحت تأثير زمان واقع شدن از صفات مخلوقست و خداى تبارك و تعالى منزه است از صفات مخلوقات خود ) عبارات و الفاظ ( بندگان ) از وصف او عاجز است ، و وصف وصفكنندگان در اوصافش گمراه و گمنام است ، و مخفى و پنهانست ( از فكر بشر ) بدون آنكه چيزى او را مخفى و پنهان كرده باشد . و پوشيده است بدون اينكه ساترى او را پوشانده باشد ، و شناخته مىشود ( بعلامات و آيات ) بدون آنكه ديده شود ، و وصف كرده مىشود بدون اينكه صورت و هيكلى باشد ، و نعت كرده مىشود بدون آنكه جسم باشد ( آرى ) نيست خدائى مگر آن خداى كبير متعال « 1 »
--> « 1 » اعتقاد بوجود خدا فطريست و مهمترين اصلى است كه در طبيعت وجود انسان نهاده شده و با جان و دلش سرشته گرديده چنان كه آيه - 61 - سوره عنكبوت به همين مطلب اشاره ميفرمايد : اگر سؤال كنى كه آسمانها و زمين را چه كسى آفريده و خورشيد و ماه مسخر فرمان كيست ، جواب دهند كه خدا آفريده ، يكى از دانشمندان مسيحى گفته پيش از آنكه عقول ما وجود خدا را كشف كند ، دلهاى ما بوجود او گواهى داده است ، و يكى ديگر از دانشمندان گفته : كلمه اى كه در انكار خدا گفته شود لب گويندهء خود را ميسوزاند . و روايت فوق طرد مىكند و باطل ميگرداند بسيارى از عقايد خرافيه بعضى از مردم را ، مانند مشبهه و كراميه كه ( دو فرقهاند از مسلمين و ) قائلند خدا جسم است و ميتوان او را ديد در دنيا و آخرت . و اشاعره ( فرقهء ديگر از مسلمين ) معتقدند باينكه در آخرت مردم خدا را مىبينند و ليكن ما شيعهء دوازده امامى عقيده داريم كه خدا جسم نيست و نميتوان او را ديد چنان كه در اصول كافى در كتاب توحيد در اين باره روايات زيادى را نقل مىكند ، از جمله از حضرت صادق عليه السّلام كه آن حضرت فرموده : اى پسر آدم اگر قلب تو را مرغى بخورد سير نميشود و اگر پارچه نازكى روى چشم تو كشيده شود ديگر چيزى را نمىبينى با اين حال ميخواهى پى بحقيقت و كنه خدا ببرى و عالم ملكوت و آسمان و زمين را ببينى و بفهمى اگر راست ميگوئى كه ميتوانى ببينى و بفهمى پس خورشيد يكى از مخلوقات خداست به او زياد نگاه كن و چشم بر هم نگذار ، با اينكه على التحقيق نميتوانى ، و اين خورشيد يكى از هزارها خورشيد مدار كهكشان جوّ متناهى مخلوق خداوند است .